دارد از جُمله : الف - فقر و فلاكتِ برخى از طبقات جامعه و سقوط ارزشهاى اخلاقى و معنوى . ب - پيدايش تورم و گرانى ، افزايش بيش از حدّ ماليات و پايينآمدن سطح توليد . ج - ركود استعدادها و فعاليتهاى فكرى ، صنعتى و از بين رفتن قدرت ابتكار و خلّاقيّت . د - اختلال در نظام دفاعى كشور و وابستگى شديد سياسى و نظامى به بيگانگان . « 1 » هر يك از اين پديدهها به نوبهء خود سير تكاملى جامعه را برعكس و تاريخ را از حركت باز مىدارد و سرانجام زوال تمدّن و غروب خورشيد دولت را بهدنبال دارد . اين موضوع در تاريخ گذشتگان و همچنين در تاريخ معاصر ، نمونههاى فراوانى دارد . در تاريخ دولتها و تمدّنهاى گذشتهء مسلمانان نيز به نمونههايى دست مىيابيم همانند دولت بنىعباس كه از عوامل سقوط سريع آن ، رواج زرق و برق ، تبذير و اسراف در امور حكومتى بود . « 2 » همچنين تاريخ روم در اثر رفاهزدگى و سقوط اخلاق مذهبى به انحطاط كشيده شد . زيرا « هنگامى كه روميها بر سرزمينهاى وسيعى تسلط يافتند و باج و خراجى كه از اقصى نقاط كشور سرازير رُم مىگشت خزانه را پر كرد آن سادگى و شجاعت خويش از كف دادند ، اخلاق و دين در آنها از صورت حقيقى و واقعى درآمد و ديندارى به ريا كارى بدل شد ، آنان تنپرور و خوشگذران شدند ، پس از آن فساد كردند و سرانجام ، آن نيروهاىِ خلّاق و آن قومى كه با مددِ اخلاق و اعتقاد بر سرزمينها و اقوام بسيار پيروز شده بودند با از دست نهادن معنويّت سقوط كردند و به انحطاط گراييدند . « 3 »
تاريخ از ديدگاه قرآن و نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 66
مساهمون: جعفر وفا
ص٦٦
ابن خلدون نخستين جامعهشناس مسلمان ، با الهام از آيات قرآن و تعاليم اسلام بر اين عقيده است كه تجملگرايى و رفاهزدگى از عواملى است كه انحطاط اخلاقى ، فقر مالى و
هامش
( 1 ) - ر . ك : مقدّمهء ابن خلدون ، ص 715 - 725 . كليات عقايد ابن خلدون دربارهء فلسفهء تاريخ و تمدّن عزتالله رادمنش ، ص 221 - 237 .
( 2 ) - براى نمونه ر . ك : كليات عقايد ابن خلدون ، ص 232 - 235 .
( 3 ) - همان ، ص 252 .