خلاصه
استبداد فكرى و عملى از عوامل منفى حركت تاريخ و موانع مهم پيشرفت تمدّن است و سرنوشت بسيارى از اقوام و ملل گذشته را تغيير داده و سبب نابودى آنها شده است . قرآن گاهى از آنان نام مىبرد و به برخى از جُرم و جنايتشان اشاره مىكند كه قوم « عاد » و « ثمود » از جملهء آنهاست و گاهى به صورت كُلى و بدون ذكر نام و نشان ، تاريخشان را باز مىگويد . نهجالبلاغه نيز ظلم را سبب تعجيل در عقوبت و انتقام و تغيير نعمت خدا مىداند و پيروانش را از آن بازمىدارد .
كفران نعمت ، تكاثر در مال و رفاهطلبى ، رفتهرفته حيات جامعه و تاريخ بشريت را تضعيف و آن را از مسير صحيح خود خارج مىكند و به سوى مفاسد و جرايم گوناگون سوق مىدهد . طبق سنت ثابت الهى ، تاريخِ مترفان و سرمستانِ مالى دگرگون و شهرهايشان ويران مىشود ، تمدّنشان به افول مىگرايد و سرانجام خداوند وارث آنها مىگردد .
سقوط ارزشهاى اخلاقى ، پيدايش گرانى و فقر مالى ، ركود در فعّاليّتهاى علمى ، توليدى ، اختلال در نظام دفاعى كشور و وابستگى صنعتى و نظامى از آثار ويرانگر رفاهزدگى است ؛ سير نزولى تاريخ اسلام در دورهء بنىعباس ، تاريخ كشورهاى روم و چين نمودار روشنى از اين عامل است .
تبعيّت ناآگاهانه ، از ديگر موانع حركت تكاملى تاريخ است . به همين دليل قرآن كريم و همچنين نهجالبلاغه ، آن را بشدّت نكوهش مىكنند . و بخشى از عقبماندگى قافلهء بشريت را ناشى از تقليد كوركورانه مىدانند .
پرسش
1 - قرآن ، نقش استبداد را در تاريخ ، چگونه تحليل مىكند ؟
2 - رفاهزدگى چيست و چه پيامدهايى دارد ؟
3 - تجمّلگرايى چگونه مانع از حركت تكاملى تاريخ مىگردد ؟ ( با ذكر نمونهاى توضيح دهيد )
4 - اثر تقليد ناآگاهانه را در تاريخ گذشته چگونه مىبينيد ؟
تاريخ از ديدگاه قرآن و نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 70
مساهمون: جعفر وفا
ص٧٠