3 - متزلزل بودن مبانى
اصول و پايههايى كه بر اساس آنها چنين نظريهء خامى مطرح شده است قابل قبول نيست زيرا اول اينكه اصالت و تقدم از آنِ نيروهاى مادى نيست ؛ بلكه روح واقعيتى است اصيل و نيروهاى روانى ، اعتقادى و عاطفى در بخشى از زندگى فردى و اجتماعى انسان عامل مستقلّى به شمار مىآيد و در معرفى هويّت تاريخ و تحولات آن از اين اهرمها مىتوان سود جست چون علم كه يك مقولهء غيرمادى است مىتواند نقش عمدهاى در پيشرفت بشر داشته باشد . « 2 » دوم اينكه هرچند نيازهاى مادى در بستر زمان زودتر از نيازهاى معنوى در فرد جوانه مىزنند و نيازهاى معنوى به تدريج مىشكفند ، ولى نيازهاى معنوى ارزش بيشترى دارند و نيازهاى مادى را تحت الشعاع قرار مىدهند ، در حدّى كه انسان ، خواستهها ، لذّتها و نيازهاى مادّى خود را فداى نيازها و لذّتهاى معنوى مىكند . تاريخ چه بسيار مردانى را مىشناسد كه به عشق رسيدن به چشمهسارهاى علم و ايمان از منافع عظيم مادّى گذشتهاند و چه بسيار كسانى كه براى حفظ « آزادى » و « عزّت نفس » كه در افق