تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ از ديدگاه قرآن و نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
مذهب بازتاب شيوهء توليد است . در حالى كه اگر اخلاق يك جامعه بازتاب شيوهء توليد و تابع وضعيت اقتصادى باشد بايستى اخلاق زمان ما برترين اخلاق و اخلاق عصر ظهور اسلام بدترين اخلاق باشد به دليل اينكه ابزار توليد امروزه پيشرفت كرده‌است و در زمان صدر اسلام ابزار توليد بسيار ابتدايى بوده است درحاليكه هيچ‌كس نمىتواند انكار كند كه مسلمانانِ نخستين ، در پرتو رهبرى پيامبر گرامى به قله‌هاى بلند اخلاق و انسانيت دست يافتند كه پس از آن مسلمانان جهان هيچگاه به چنان قله‌هايى نرسيدند . براى نمونه در زمان حكومت بنىاميه با اينكه مال و ثروت مسلمانان زياد شده بود و دولت و ملت در رفاه و آسايش بودند ولى دين و تقوا و اخلاق و انسانيت سير نزولى پيدا كرده و قابل مقايسه با جوِّ معنوى زمان پيامبر نبود . « 1 »

3 - متزلزل بودن مبانى

اصول و پايه‌هايى كه بر اساس آنها چنين نظريهء خامى مطرح شده است قابل قبول نيست زيرا اول اينكه اصالت و تقدم از آنِ نيروهاى مادى نيست ؛ بلكه روح واقعيتى است اصيل و نيروهاى روانى ، اعتقادى و عاطفى در بخشى از زندگى فردى و اجتماعى انسان عامل مستقلّى به شمار مىآيد و در معرفى هويّت تاريخ و تحولات آن از اين اهرمها مىتوان سود جست چون علم كه يك مقولهء غيرمادى است مىتواند نقش عمده‌اى در پيشرفت بشر داشته باشد . « 2 » دوم اينكه هرچند نيازهاى مادى در بستر زمان زودتر از نيازهاى معنوى در فرد جوانه مىزنند و نيازهاى معنوى به تدريج مىشكفند ، ولى نيازهاى معنوى ارزش بيشترى دارند و نيازهاى مادى را تحت الشعاع قرار مىدهند ، در حدّى كه انسان ، خواسته‌ها ، لذّتها و نيازهاى مادّى خود را فداى نيازها و لذّتهاى معنوى مىكند . تاريخ چه بسيار مردانى را مىشناسد كه به عشق رسيدن به چشمه‌سارهاى علم و ايمان از منافع عظيم مادّى گذشته‌اند و چه بسيار كسانى كه براى حفظ « آزادى » و « عزّت نفس » كه در افق

هامش
( 1 ) - تفسير تاريخ 132 - 134 .
( 2 ) - جامعه و تاريخ ، ص 81 .