« فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوها فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوَّيها » « 1 » پس دروغزنش خواندند و آن [ ماده شتر ] را پى كردند و پروردگارشان به [ سزاى ] گناهشان بر سرشان عذاب آورد و با خاك يكسان كرد . زيرا آنها با سكوت ، رضايت خود را از اين عمل اعلام داشتند و آن جرم را تأييد و مجرم را يارى نمودند و گرنه چنين جنايتى را نمىتوان به تنهايى و بطور پنهانى انجام داد . پس آنها كه در مقابل مفاسد و جرايم اجتماعى بىتفاوت مىمانند بىترديد ، شريك جُرمند و در آفاتِ ناشىاز آنها نيز بايد چون خود مجرمان گرفتار آيند . چنان كه در نهجالبلاغه آمدهاست : « ايُّهَا النَّاسُ ، انَّما يَجْمعُ النَّاسَ الرِّضا وَالسُّخْطُ وَ انَّما عَقَرَ ناقَةَ ثَمُودَ رَجُلٌ واحِدٌ فَعَمَّهُمُاللَّهُ بِالْعَذابِ لَمَّا عَمُّوهُ بِالرِّضى فَقالَ سُبْحانَهُ فَعَقَرُوها فَاصْبَحُوا نادمينَ » « 2 » مردم ! خشنودى و خشم [ از چيزى ] همگان را [ در پيامد آن ] فرامىگيرد چنان كه ماده شتر ثمود را يك نفر پى نمود و خدا همهء آنان را عذاب فرمود ، چرا كه همگى آن را پسنديدند و خداى سبحان گفت : « مادّه شتر را پىكردند و سرانجام پشيمان شدند »
ب - عمودى
بدين معنا كه قرآن امت را در امتداد زمان و تاريخ ، مقطعى پيوند يافته و متصل به يكديگر تلقّى مىكند ، نسل گذشته را مادّهء اساسى براى ساختار نسل جديد و نسل حاضر را محصول عملكرد نسل گذشته مىداند چنان كه در خصوص قوم يهود مىگويد : « لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذينَ قالوا انَّ اللَّهَ فَقيرٌ وَ نَحْنُ اغْنياءُ سَنَكْتُبُ ما قالُوا وَ قَتْلَهُمُ الْانْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَ نَقُولُ ذُوقُوا عَذابَ الْحَريقِ » « 3 » بهيقين خداوند ، سخن كسانى را كه گفتند : « خدا نيازمند است و ما توانگريم » شنيد . بهزودى آنچه را گفتند ، و بناحق كشتن آنان ، پيامبران را خواهيم نوشت و خواهيم گفت : « عذاب