5 - نپرداختن به جزئيات
مقصود قرآن ثبت جزئيات حوادثتاريخى نيست ؛ بلكه مقصودش عبرت ، حكمت و درسى است كه از تاريخ بهدست مىآيد و آنها هم بدون بيان دقيق زمان و مكان در اكثر اوقات محقق مىشود . « 2 » قرآن درمقام معرفى شخصيّتهاى تاريخى برهويت شخصى ( زادگاه ، پدر و مادر ، سن ، تحصيل ، مدرك و . . . ) توجه نمىكند به جاى آنها به هدف نهايى مىپردازد ؛ هنگام سؤال از ذوالقرنين به لياقت ذاتى و اكتسابى و توفيقات و امكاناتى كه خداوند به وى داده است ، بسنده مىكند و تنها به شخصيّت ذوالقرنين مىپردازد و نه شخص وى . « 3 » و همچنين در خصوص اصحاب كهف بدون اشاره به اسم و سن و سال و شغل ، به جوانمردى ، ايمان و اعتقاد راستين آنان تكيه مىكند : « انَّهُمْ فِتْيَةٌ امَنوُا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدى » « 4 » آنها جوانانى بودند كه به پروردگارشان ايمان آوردند و ما بر هدايتشان افزوديم . چون آنچه كه هدف تاريخ را تأمين مىكند اين امور است نه شؤون شخصى افراد .