درس چهارم روش قرآن و نهجالبلاغهدر نقل و تحليل حوادث تاريخى ( 2 )
6 - نگرش مجموعى
از ديگر روشهايى كه قرآن در تدوين تاريخ بهكار مىگيرد « شخصيّت مجموعى » است يعنى مجموع امت را شخصيت واحد مىبيند و در آن به تأثير و تأثّر متقابل قائل است در اين روش تأثير متقابل امت با جامعه و تاريخ در دو بعد افقى و عمودى تصور مىشود :
الف - افقى
فردىكه در جامعه زندگى مىكند ، هرگز ممكن نيست از پيامدها و آثار كارهاى ناشايستى كه جامعه مرتكب مىشود ، مستثنا گردد ، هرچند كارهاى شخصى و نهانى او پسنديده و مشروع باشد . بسان بيمارى مُسرى كه پيدايش آن در محيطى بزرگ ، آن دسته از افراد خانوادهها را كه اصول اوليّهء بهداشت را رعايت مىكنند نيز خواهد گرفت چنان كه قرآن مىفرمايد : « وَاتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصيبَنَّ الَّذينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خاصَّةً » « 1 » و از فتنهاى كه تنها به ستمكاران شما نمىرسد بترسيد . قرآن كريم عمل فردى را كه مورد رضايت همگان است به امت ، نسبت مىدهد ، مانند كشته شدن شتر استثنايى حضرت صالح كه توسط يك نفر انجام گرفت ولى آن را به جامعه نسبت مىدهد و همه را شريك جرم آن معرفى مىكند و مىفرمايد :
هامش
( 1 ) - انفال ( 8 ) ، آيهء 25 .