عوامل ظهور و افول تمدنها را يادآور مىشود و اينسان ما را در متن زندگى گذشتگان قرار مىدهد و از شخصيتهايى ياد مىكند كه منشأ تحول جامعه شده و اثر مثبتى در تاريخ داشتهاند و نيز از جبارانى سخن مىگويد كه قافلهء بشرى را سالها عقب نگه داشتهاند .
اهتمام قرآن به تاريخ
قرآن به تاريخ اهميت و ارزش فراوانى دادهاست كه آن را از راههاى مختلفى مىتوان به دست آورد از جمله :
1 - نام سورهها
نامهاى بخشى از سورهها نشاندهندهء اهتمام قرآن به تاريخ است . زيرا بيش از يك پنجم سورههاى قرآن ؛ يعنى 25 سوره با نامهايى مشخص شدهاند كه هر كدام كليد واژهاى است براى مقطعى از تاريخ و پيام تاريخى دارد همانند « كهف » ، « قصص » ، « لقمان » ، « انبياء » ، « جاثيه » ، « احقاف » و « احزاب » و . . . .
نام سورههاى قرآن . . . از راه وحى تعيين نشده و جزو قرآن هم محسوب نمىشود ، بلكه برگرفته از محتوا و برخى از آيات همان سورههاست ولى از آنجا كه اين نامگذاريها در زمان امامان معصوم عليهم السلام انجام گرفته و به تأييد آنان رسيده است مىتواند الهام بخش چنين برداشتى باشد . « 1 »
2 - فراخوانى به مطالعهء تاريخ
قرآن پيروان خود را به مطالعهء تاريخ گذشتگان فرامىخواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمىدهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانههاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشهء آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد ؛ دستور مطالعهء آثار تاريخى با تعبيرات مختلفى آمدهاست :
الف - به صورت امر مستقيم همانند :
هامش
( 1 ) - ر . ك : قرآن در اسلام ، علّامهء طباطبايى ، ص 146 - 147 .