تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ از ديدگاه قرآن و نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥

« انَّ فى ذلِكَ لَاياتٍ لِلْمُتَوَسِّمينَ » « 1 » در اين ( سرگذشت عبرت انگيز ) نشانه‌هايى است براى هوشياران . در خصوص فرعون نيز اين تعبير را به كار برده و خود او را به عنوان كسى كه منشأ پيدايش بخشى از تاريخ گشته است « آيت » مىداند و مىفرمايد : « فَالْيَوْمَ نُنَجّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكوُنَ لِمَنْ خَلْفَكَ ايَةً وَ انَّ كَثيراً مِنَ النَّاسِ عَنْ اياتِنا لَغافِلوُنَ » « 2 » ولى امروز بدنت را ( ازآب ) نجات مىدهيم ، تا عبرتى براى آيندگان باشى و بسيارى از مردم ، از آيات ما غافلند . همچنانكه هر يك از پديده‌هاى طبيعى چون ماه و خورشيد و كوه و دشت وسيله‌اى است براى تفحّص در وجود خداوند و شناخت وى ، هر كدام از مقاطع تاريخى و حوزه‌هاى گذشته ، روزنه‌اى است براى دريافت حقايق سياسى اجتماعى و كسب تجربه و دانش . پس تاريخ از ديدگاه قرآن منبع شناخت است و مىتواند آينده را نشان دهد : « فَجَعَلْناهُمْ سَلَفاً وَ مَثَلًا لِلْاخِرينَ » « 3 » و آنها را پيشگامان ( در عذاب ) و عبرتى براى ديگران قرار داديم . با اين شرط كه انسان تاريخ را صرف روايت و در حال سكون نبيند ؛ بلكه به عنوان مدل و نمونهء زنده‌اى از گذشته دريابد و تاريخ را از حصار گذشته به زمان حال بياورد و بلكه آن را به زمان آينده نيز تعميم دهد . كسى كه تاريخ مىنويسد و كسى كه تاريخ را مطالعه مىكند بايد « سَلَف » و « مَثَل » بودن تاريخ را همواره در نظر گيرد تا از آن درس بياموزد . « 4 »

هامش
( 1 ) - حجر ( 15 ) ، آيهء 75 .
( 2 ) - يونس ( 10 ) ، آيهء 92 .
( 3 ) - زخرف ( 43 ) ، آيهء 56 .
( 4 ) - تاريخ در قرآن ، ص 15 - 16 ، تلخيص .