انسان بدوى و دور از تمدن زمانى فاقد كمالات معنوى بود و همانند حيوانات تلاشى جز در سطح مادى و ابتدايى نداشت ، ولى در جريان تاريخ توانست پا فراتر بگذارد و در افق روشنترى از انسانيت قرار گيرد . « 1 » فلسفهء تاريخ نيز همانند دو نوع گذشته ( تاريخ نقلى و علم تاريخ ) داراى چهار خصيصهء اساسى زير است : الف - كُلّى بودن . ب - عقلى بودن . ج - علم به « شدن » جامعهها نه « بودن » آنها . د - علم به يك جريان كه از گذشته آغاز شده و تا آينده كشيده مىشود . « 2 »
هامش
( 1 ) - فلسفهء تاريخ ، حسين كريمى ، ص 14 .
( 2 ) - جامعه و تاريخ ، ص 64 .