« قُلْ سيروُا فِى الْارْضِ . . . » « 1 » ( پيامبر به مردم ) بگو در زمين بگرديد . . . . ب - به صورت استفهام كه در معناى امر ، همراه با نكوهش ترك سير و مطالعهء تاريخ است ؛ چون : « افَلَمْ يَسيروُا فِى الْارْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ » « 2 » آيا ( مخالفان دعوت تو ) در زمين سير نكردند تا ببينند عاقبت كسانىكه پيشاز آنها بودند چه شد ؟ گاهى اين دستورات با تعبيراتى همانند : « تعقّل » ، « نظر » ، « لبّ » ، « تَفكّر » ، « موعظه » ، « عبرت » و « تذكّر » مورد تأكيد قرارگرفته و در اكثر اين موارد ، كلمات به صورت جمع آمده است همانند : « انْظُرُوا » ( : بنگريد ) ، « لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّروُنَ » ( : شايد بينديشند ) ، « افَلا تَعْقِلُونَ » ( : آيا نمىانديشيد ؟ ) و « لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ » : براى گروهى كه مىدانند و . . . تا روشن شود كه تاريخ در انحصار عدّهاى انگشتشمار و قشر خاصّى چون « مورّخان » ، « سياستمداران » و « جامعهشناسان » نيست و نبايد باشد ؛ بلكه بينش تاريخى فراگير است و همگان بايد دراين امر شركت دادهشوند و هيچ ملّتى نبايد از تاريخ خود بىخبر باشد . « 3 » زيرا بخش اعظمى از حيات معنوى ، اجتماعى و سياسى ما مسلمانان بر تاريخ گذشتگان استوار است و اكنون بر نردبانى در حركتيم كه پلّههاى آن را پيشينيان ساختهاند در حدّى كه اگر انسان ، گذشتهء خود را فراموش كند سر از نيستى بيرون مىآورد :
تاريخ از ديدگاه قرآن و نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 23
مساهمون: جعفر وفا
ص٢٣
سرگذشت او اگر يادش رود * باز اندر نيستى گم مىشود
بدين جهت است كه رهبران دينى و شخصيتهاى برجستهء اسلامى چون « امام خمينى » ، « سيّد جمال اسدآبادى » ، « شيخ محمد عبده » و « اقبال لاهورى » در سخنرانيها ، پيامها و بيانيّههاى سياسى خود ، مردم را به گذشتهء خود توجه مىدادند و توصيه مىكردند كه مسلمانان و
هامش
( 1 ) - انعام ( 6 ) ، آيهء 11 .
( 2 ) - يوسف ( 12 ) ، آيهء 109 .
( 3 ) - تاريخ در قرآن ، عزّتاللَّه رادمنش ، ص 27 - 28 ، انتشارات آستان قدس ؛ تلخيص .