3 - مقاطع مهم تاريخى در قرآن
بيش از نصف قرآن مربوط به تاريخ و تبيين فلسفهء تاريخ است ؛ حتى بخش عظيمى از آيات در موضوعات فقهى ، كلامى و اجتماعى و . . . از نظر شأن نزول و تطبيق و تعيين مصداق با تاريخ درآميختهاست . از سوى ديگر ، برخى از سورهها چون سورهء حمد كه به ظاهر جنبهء تاريخى ندارد ولى به سه جريان مهمّ تاريخى اشاره دارد : الف - هدايت يافتگان « مُهتدين » . ب - گروهى كه مورد خشم خداوند قرار گرفتند : « مغضوبين » . ج - گمراهان و « ضالّين » . قرآن گاهى به نقل حوادث تاريخى تصريح مىكند و مىفرمايد : « نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ احْسَنَ الْقَصَصِ » « 2 » ما بهترين سرگذشتها را از طريق اين قرآن بر تو بازگو مىكنيم . و نيز مىفرمايد : « كَذلِكَ نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ انْباءِ ما قَدْ سَبَقَ » « 3 » اينگونه بخشى از اخبار پيشين را براى تو بازگو مىكنيم . قرآن گاهى علاوه بر نقل تاريخ ، تعبيراتى بكارمىبرد تا شنونده را به دريافت فلسفهء تاريخ برانگيزد از جملهء آنها كلمهء « آيت » است . و در مواردى هم تاريخ را از آيات الهى مىشمرد و ميان طبيعت و تاريخ رابطهء نزديكى برقرار مىكند تا مؤمنان و هوشمندان را با روح آن آشنا سازد :