درس دوم اهميّت تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه
برخى به تاريخ با نظر ترديد مىنگرند ، براى آن ارزش علمى قائل نيستند و آن را بسان شعر مىدانند كه بر اساس نياز ، هدف ، ذوق و تخيل شاعر سروده مىشود نه بر اساس واقعيّتها و عينيّتها . تا جايى كه مىگويند : « تاريخ هيچ چيز نيست جُز دروغهايى مورد اتّفاق همه . » « 1 » بد بينى اين افراد به تاريخ ، از مطالعهء حوادث تحريف يافته ، مبالغه آميز و تعميم آن بر همهء زمانها ناشى شده است در حالى كه همهء تاريخ دروغ و مشوش نيست . به علاوه ، بحث روى تاريخِ واقع نماست كه ببينيم چه اهميتى دارد ؟ نگرش اسلام دربارهء تاريخ - بر خلاف بدبينان - از اهميت ويژهاى برخوردار است و اسلام نقش آن را در ابعاد نظرى و عملى تعيينكننده مىداند و شناخت تاريخ را از لوازم شناخت تعاليم اين مكتب مىشمارد . در اين مورد ، قرآن سند زنده و دليل گوياست و در يك نگاه مىتوان بينش تاريخى و ارزش آن را بدست آورد . با يادآورى اين نكته كه قرآن ، گرچه يك كتاب تاريخى نيست كه چون ديگر كتابها در پى وقايع نگارى و انعكاس رويدادها و زندگى اقوام گذشته باشد ولى مسائل زيادى از آن قابل استنباط و استخراج است و مىتوان ضوابط و قانونمندى حاكم بر تاريخ را بطور عميق به دست آورد ؛ زيرا قرآن علل پيروزيها ، شكستها ، پيشرفتها و عقبماندگىهاى برخى از امم گذشته را تحليل مىكند و