تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ از ديدگاه قرآن و نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
ب - نقلى بودن . ج - علم به « بودن » ها نه به « شدن » ها . د - علم به گذشته نه حال .

2 - تاريخ علمى

يعنى « علم به قواعد و سنن حاكم بر زندگيهاى گذشته » تاريخ به معناى اوّل بمنزلهء مبادى و مقدمات اين علم به شمار مىرود . مورخ در پى كشف طبيعت حوادث تاريخى و روابط علّى و معلولى آنهاست تا به يك سلسله قواعد و ضوابط عمومى و قابل تعميم به موارد مشابه حال و گذشته دست يابد . تاريخ با اين معنا نيز چهار مشخصه دارد : الف - عقلى بودن . ب - كلى بودن . ج - علم به گذشته نه حال و آينده . د - علم به « بودن » ها نه « شدن » ها .

3 - فلسفهء تاريخ

يعنى « علم به تحولات و تطورات جامعه‌ها از مرحله‌اى به مرحلهء ديگر و قوانين حاكم بر اين تطورات و تحولات » . « 1 » مثلًا حركت تاريخ از شرك به توحيد و اسلام و از حكومت ماده و خرافات به حكومت خدا و معنويّات يا تبديل جامعهء چادرنشين و جنگجو به جامعه‌اى شهرى و صلحجو ، « 2 » نوعى تطوّر و تحوّل زيربنايى است ، كه دربارهء علل هر يك از آنها بايد به گفتگو نشست . اين نوع از تطوّر و « تنوّع » بسان تنوع جانداران است كه در فرضيّهء داروين ، جاندار از نوعى به نوعى تبديل مىگردد و در جامعه نيز تمام تشكيلات و نظامات از بُن عوض مىشود و نظام جديدى جايگزين آن مىگردد . « 3 » و آن را در طول تاريخ بشر مىبينيم .

هامش
( 1 ) - جامعه و تاريخ ، شهيد مرتضى مطهّرى ، ص 63 .
( 2 ) - البته از ديدگاه « ماركسيسم » .
( 3 ) - فلسفهء تاريخ ، مرتضى مطهرى ، ج 1 ، ص 145 .
تاريخ از ديدگاه قرآن و نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 18 | جعفر وفا