خلاصه
انسان به مقتضاى فطرت خود دوست مىدارد حقايق معنوى را نيز چون « محسوسات » با عينيّت خارجى ببيند . قرآن هم به همين دليل ، افراد برگزيدهاى را به عنوان الگو معرفى مىكند تا پيروانش ، آنان را مجسّمههاى ملموس افكار و اعمال خالص دريابند و در عمل به آنها اقتدا و خطاهاى فكرى و عملى خود را در مقايسه با آنان اصلاح كنند .
حضرت مريم در « عبادت » ، عُزلت گزينى ، حيا و پاكدامنى ، انتخاب محيط سالم تربيتى و . . .
سرمشق خوبى است . مؤمنان بايد به وى اقتدا كنند .
قرآن كريم حضرت ابراهيم عليه السلام و يارانش را سرمشق عملى معرفى مىكند تا مردم در ايمان و اعتقاد به خداى يگانه ، مبارزه با شرك ، فداكارى ، صبر و هجرت در راه حق ، به او اقتدا كنند تا از راه مستقيم منحرف نگردند .
پيروى از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله با سه شرط اوّليّه : « ايمان به خدا » ، « ايمان به روز قيامت » و « به ياد خدا » بودن ، قابل تحقق است . مسلمانى كه او را مقتداى خود نداند عقيده و ايمانش فاسد است . از ديدگاه نهجالبلاغه ، تأسّى به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله ، نشانهء محبت باطنى به اوست و سرپيچى از او نمايانگر شقاوت و هلاكت ابدى است .
حضرت موسى و حضرت داوود عليهما السلام از ديگر الگوهايى هستند كه قرآن و نهجالبلاغه بر زهد و سادهزيستى ، كار و كوشش خضوع و عبادت آنان تأكيد مىورزد و به مسلمانان توصيه مىكند آنان را سرمشق خود قرار دهند .
امام على عليه السلام خود را در تقوا و پارسايى ، عدالت و امانتدارى ، عبادت و صداقت مقتداى شايسته و چراغ فروزان معرفى مىكند و از پيروان خود مىخواهد كه بهاو اقتدا كنند و فروغىاز نور الهى او برگيرند .
پرسش
1 - ارائهء اسوههاى تاريخى بر چه مبنايى استوار است ؟
2 - حضرت ابراهيم عليه السلام و ياران وى در چه امورى الگو هستند ؟
3 - از نظر قرآن و نهجالبلاغه تأسّى بر پيامبر صلى الله عليه و آله چه اهميتى دارد ؟
4 - حضرت على عليه السلام خود را چگونه اسوه و مقتدا معرفى مىكند ؟
تاريخ از ديدگاه قرآن و نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 110
مساهمون: جعفر وفا
ص١١٠