درس سيزدهم ارائهء اسوههاى تاريخى ( 2 )
الگو بودن غير معصوم
قرآن در معرفى الگوها و تبيين زندگى آنها ، تنها به پيامبران و برگزيدگان بسنده نمىكند بلكهاز انسانهاى غير معصوم ولى وارسته و خودساخته كه با عقل و درايت خود ، به مراحلى از انسانيّت رسيده و قدرت عملى و معنوى به دست آوردهاند نيز به عنوان الگو معرفى مىكند . قرآن مجيد بدينوسيله راه توجيهِ بهانه جويانى كه قُلّههاى رفيع معنوى را براى افراد عادى و غير معصوم دست نايافتنى تصور مىكنند و آن را مخصوص مقام « عصمت » و « نبوّت » مىدانند ، مىبندد . در اينجا به برخى از اسوههاى قرآنى اشاره مىكنيم :
1 - ذوالقرنين
او بندهء صالح ، خيرانديش و جامع « تخصّص » و « تعهّد » بود ، و با تدبير و تلاش خود به مظاهرى از علم و صنعت دست يافت و يك فرهنگ و تمدّن عالى بنيان نهاد . او در مديريت جامعه ، استفاده از قدرت مادّى و معنوى و به كارگيرى علم و صنعت ، بهترين الگوى مخاطبان قرآن است .
ذوالقرنين در سه سفر مهم و پربركت بهسه نقطهء جهان دستيافت : « مغرب الشمس » ، « مشرق » و « بينالسدّين » خداوند همهء اسباب برايش فراهم آورد و از نظر رأى و تدبير تقويتش كرد ، علم و قدرت ، امكانات و ابزار لازم در اختيارش نهاد ، اسباب پيروزى ، وسايل بنا و عمران و آبادانى و اسباب سلطنت و ديگر نيازمنديهايى كه در حيات ظاهرى و زندگى مادّى بشر ، ضرورت دارد برايش تدارك ديد و اين حقيقتى است كه قرآن به