خداست و غير او هيچگونه تأثيرى و خالقيتى نه استقلالًا و نه تبعاً ندارد . براين اساس اشاعره گفتند : اسباب طبيعى اثرى از خود ندارند بلكه همهء آثارى كه از آنها مشاهده مىشود فعل خداست و مجازاً به علتهاى طبيعى قابل استناد است . بهعنوان مثال آتش ، حرارت را ايجاد نمىكند يا غذا خوردن علت سيرى نيست بلكه عادت الهى بر اين جارى شده كه هنگام وجود آتش ، حرارت را ايجاد مىكند و با خوردن غذا ، سيرى بهوجود مىآورد . افعال انسان را نيز خدا مىآفريند و آنها بهطور مستقيم مستند به خداوند است و انسان هيچ نوع فاعليت و خالقيتى نسبت به كارهاى خويش ندارد و گرنه بايد از توحيد در خالقيت دست برداشت . « 1 » پاسخ : شكى نيست كه قرآن به تأثير علل طبيعى گواهى مىدهد و آثار طبيعى را بنحو حقيقت به اسباب مادى مستند مىكند . بهعنوان مثال ، رويش گياهان را به باران « 2 » ، پراكنده شدن ابرها و فرود آمدن باران را به وزش بادها « 3 » نسبت مىدهد و اعمال خوب و بد انسان را نيز به خود او نسبت مىدهد « 4 » و در عين حال همه را از آنِ خدا مىداند . « 5 » نتيجهء اين دو دسته از آيات ، لزوم حفظ سببيت طولى ميان خدا و پديدههاست يعنى ، اسباب مادى در پيدايش آثار خود مؤثرند ، اما همهء آنها جنود الهى و مسخر فرمان اويند و توحيد در خالقيت اقتضا مىكند كه بگوييم خالق اصيل و مستقل ، تنها خداوند است و مؤثر بودن ديگر موجودات و اسباب و علل در پرتو قوه و قدرتى است كه خداوند به آنها عنايت كرده است . به عبارت ديگر چون انسان در افعال خود مؤثر است اين اعمال به او نسبت داده مىشود و از اين جهت مسؤول اعمال خويش است و از طرف ديگر انسان كارهاى خود را با نيرو و ابزارى انجام مىدهد كه همه را خداوند به او عنايت كرده است ، از اين رو افعال وى به فاعل طولى آن يعنى خدا نيز مستند مىگردد و از آنجا كه خداوند انسان را آزاد و مختار آفريده و اراده كرده كه اعمال و رفتار انسان از اختيار او سرزند اگر انسان در كارهايش آزاد و مختار نباشد خلاف اراده و مشيت خداست .
بررسى مذاهب و فرق (فارسى) — صفحة 86
مساهمون: عليرضا على نورى
ص٨٦
هامش
( 1 ) - ر . ك : الملل و النحل ، سبحانى ، ج 2 ، ص 159 - 160 ، به نقل از الابانه أشعرى .
( 2 ) - بقره ( 2 ) ، آيهء 22 .
( 3 ) - روم ( 30 ) ، آيهء 48 .
( 4 ) - فصلت ( 41 ) ، آيهء 46 .
( 5 ) - فاطر ( 35 ) ، آيهء 3 .