افعال انسان از ديدگاه اشاعره
از نيمهء دوم قرن اول هجرى مسأله جبر و اختيار و قضا و قدر در ميان مسلمانان مطرح گرديد كه منجر به پيدايش دو گروه كلامى شد ؛ به گروهى كه طرفدار آزادى و اختيار بشر بودند « قدريه » و به گروهى كه به جبر معتقد بودند « جبريه » مىگفتند . « 2 » بهتدريج كه دو فرقهء بزرگ كلامى يعنى اشاعره و معتزله پديد آمد و مسائل زياد ديگرى غير از مسألهء جبر و قدر را مطرح كردند . جبريون و قدريون در اشاعره و معتزله هضم شدند و از آن پس عنوان مستقلى براى آنها باقى نماند . مكتب اشعرى از جبر و مكتب معتزلى از قدر طرفدارى كرد . صرفنظر از عوامل سياسى كه مسلك جبر را ترويج مىكرد اشاعره دلايلى دارند كه به يك نمونه از آن اشاره مىشود : آنان مىگويند : خداوند فرموده : « هَلْ مِنْ خالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ . . . » « 3 » آيا آفرينندهاى جز خدا وجود دارد ؟ ! مفاد اين آيه توحيد در خالقيت است و اقتضا مىكند كه بگوييم همه چيز آفريدهء