اشاعره براى اثبات رؤيت خدا در قيامت به رواياتى « 1 » نيز استناد جستهاند . در پاسخ بايد گفت : « اولًا هر روايتى كه مدلولش با مفاد آيات متباين باشد بىاعتبار بوده و قابل استدلال نيست ، زيرا طبق نقل اهل بيت عليهم السلام پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرموده كه بايد روايت را به قرآن عرضه كرد ، پس اگر با آن مخالف بود ، آن را دور انداخت و روايات مورد نظر اشاعره با آياتى مثل آيهء فوق مخالف است . امام صادق عليه السلام نقل مىكند كه پيامبر صلى الله عليه و آله در مِنا براى مردم صحبت كرد و فرمود : اى مردم ! اگر سخنى از من براى شما نقل شد كه با كتاب خدا موافق بود آن را من گفتهام و اگر با آن مخالف بود آن را من نگفتهام . « 2 » ثانياً اينگونه روايات خبر و احدند كه مفيد علم نيستند و براى اثبات مسائل اعتقادى كافى نمىباشند . « 3 »
ديدگاه اشاعره دربارهء حاكمان ستمگر
يكى از عقايد مشترك عموم اهل حديث و اشاعره لزوم پيروى از حاكمان جور و حرمت خروج به شمشير عليه آنان است . آنان در اين زمينه به احاديثى كه در كتب روايى خود نقل كردهاند استدلال مىكنند كه به بعضى اشاره مىشود : ابن عباس از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل مىكند كه فرمود : اگر كسى از پيشوايش عمل ناپسندى ديد بايد صبر پيشه كند ، زيرا هر كس يك وجب از جماعت ( عموم مسلمانها كه تابع آن پيشوا هستند ) دورى گزيند و بميرد به مرگ جاهليت مرده است . « 4 » نووى شارح صحيح مسلم مىگويد :