قابل قبول نبود هر چند در عمل هميشه با آنان سازش كردند ؛ در حالى كه اهل حديث مىگفتند : اطاعت سلطان ولو ستمگر باشد واجب است و مبارزهء مسلحانه عليه آنان حرام است و اين مطلب از نظر سياسى به سود اهل حديث و عليه معتزله بود . اين امور باعث سقوط معتزله در صحنهء اجتماعى و سياسى شد « 1 » و متوكل عباسى از اهل حديث حمايت كرد و به آنان اجازه داد كه عليه معتزله در منابر و مجالس سخن بگويند . بعدها نيز بزرگان دينى اهل سنت از مكتب اهل حديث پيروى كردند و همان را ترويج نمودند و در ذائقهء سلاطين و حكومتها نيز مكتب كلامى اهل حديث شيرينتر بود .
هامش
( 1 ) - ر . ك : معتزله ، دكترمحمود فاضل ، ص 16 - 20 ، مركزنشر دانشگاهى ؛ الملل والنحل ، سبحانى ، ج 3 ، ص 402 - 406 .