معتزله پرداختند ، امّا بين انديشمندان دو مركز علمى ياد شده اختلافات زيادى در فروع مسائل كلامى رخ داد هر چند هر دو برمحور اصول پنجگانهء ياد شده وحدت داشتند . « 1 »
نگاهى گذرا به ديگر عقايد معتزله
معتزله غير از اصول پنجگانهء ياد شده كه اساس مكتب اعتزال را تشكيل مىدهد ، عقايد ديگرى « 2 » دارند كه به بعضى اشاره مىشود : معتزله همانند همهء اهل حديث معتقدند كه ممكن است زمين از امام زندهاى كه از سوى خداوند نصب شده باشد خالى بماند . آنان در مورد امام موجود ، عصمت و نصب از سوى پيامبر صلى الله عليه و آله را شرط نمىدانند و امامى را كه مردم انتخاب كنند مشروع مىدانند و منكر اين هستند كه پيامبر كسى را بهعنوان امام بعد از خود تعيين كرده باشد . « 3 » معتزله به عصمت پيامبران حتى بعد از نبوت معتقد نيستند . « 4 » و همچنين معتقدند با ارتكاب يك گناه ، تمام اعمال صالح قبلى ، حبط مىشود چنانكه حسنات انسان ، گناهان گذشته را از بين مىبرد . « 5 »
عوامل سقوط معتزله
همانگونه كه پيشتر گفتيم ، معتزله بهعنوان يك فرقهء عقلگرا از اوايل قرن دوم پيدا شدند و كم كم رشد كرده در دستگاه خلافت نفوذ كردند و در زمان مأمون عهدهدار مناصب سياسى و قضايى گرديدند ، امّا اين وضعيت ادامه نداشت و ستارهء معتزله از زمان متوكل عباسى افول كرد و دوران درخشش و پيروزى اهل حديث آغاز گرديد . اين موضوع داراى علل و عواملى است كه به بعضى اشاره مىشود :
هامش
( 1 ) - ر . ك : الملل و النحل ، سبحانى ، ج 3 ، ص 250 به نقل از شرح الاصول الخمسة .
( 2 ) - براى آگاهى از نقاط ضعف اين ديدگاهها به جايگاه مناسبشان در بحثهاى كلامى مراجعه شود .
( 3 ) - ر . ك : اوائل المقالات ، شيخ مفيد ، ص 10 - 7 .
( 4 ) - همان ، ص 29 - 30 .
( 5 ) - همان ، ص 57 .