1 - زمانى كه معتزله به قدرت سياسى دست يافتند اهل حديث را تحت تعقيب قرار مىدادند و محاكم تفتيش عقايد از نوع قرون وسطايى بهويژه در زمان مأمون تشكيل گرديد تا فقها و محدثان از اعتقاد به قديم بودن قرآن دست بردارند و در غير اين صورت يا كشته مىشدند يا زندانى مىگشتند . چنانكه احمد بن حنبل يك بار زمان مأمون بهخاطر عقيدهاش به قديم بودن قرآن ، دست بسته از سوى فرماندهء نظاميان بغداد اسحاق بن ابراهيم بهسوى مأمون كه آن روز در يكى از شهرهاى مرزى به سر مىبرد « 1 » فرستاده شد كه با فوت مأمون از وسط راه آزاد گشت و در زمان معتصم زندانى شد . درحالىكه اهل حديث از قداست و نفوذ اجتماعى برخوردار بودند و اين موجب بدبينى تودهء مردم نسبت به معتزله شد « 2 » و اعتبار اجتماعى آنان را پايين آورد . 2 - بعضى از تعاليم معتزله جنبهء منفى داشت و مورد پذيرش مردم نبود در حالىكه عقايد اهل حديث آنگونه نبود . بهعنوان مثال ، معتزله گفتند : شفاعت پيامبر صلى الله عليه و آله شامل مؤمنان فاسقى كه بىتوبه از دنيا مىروند نمىشود و آنان در آتش جاودانهاند . در حالىكه عقايد اهل حديث اين بود كه شفاعت پيامبر صلى الله عليه و آله براى صاحبان گناه كبيره ذخيره شده و خلود در جهنم مخصوص كافران است و اين خود افكار و احساسات عموم را بهسوى اهل حديث متوجه نمود . 3 - كنارهگيرى ابوالحسن اشعرى از مكتب معتزله و تبليغ عليه آن با اين كه تا چهل سالگى پيرو آن مكتب بود . 4 - عقلگرايى مفرطانهء معتزله و تأويل نصوص شرعى ، در حالى كه اهل حديث پايبند ظواهر كتاب و سنت بودند و مىگفتند : ما از سنت پيامبر دست برنمىداريم و اين خود باعث شد كه معتزله ضد سنت قلمداد شوند . در واقع اهل حديث با اين شعار معتزله را خلع سلاح كردند . 5 - معتزله اعتقاد به عدل و امر به معروف و نهى از منكر را جزو اصول كلامى خود قرار دادند و در واقع ستمگرىهاى خلفا دست كم از نظر تئورى و اعتقادى براى آنان
بررسى مذاهب و فرق (فارسى) — صفحة 71
مساهمون: عليرضا على نورى
ص٧١
هامش
( 1 ) - ر . ك : تاريخ طبرى ، ج 8 ، ص 645 ، دارالمعارف مصر .
( 2 ) - ر . ك . الملل و النحل ، ج 3 ، ص 387 - 394 .