كه شفاعت ، موجب مىشود درجهء صالحان و مؤمنان گنهكارى كه با توبه از دنيا رفتهاند بالا رود نه اينكه شفاعت موجب بخشش مجرمان و فاسقان گردد . « 1 » آنان براى اثبات جاودانگى صاحب گناه كبيره در آتش به اطلاق تعدادى از آيات استدلال كردهاند كه به بعضى اشاره مىشود : « انَّ الُمجْرِمينَ فى عَذابِ جَهَنَّمَ خالِدُونَ » « 2 » مجرمان در عذاب جهنم جاودانهاند . و بديهى است كه هر گنهكارى ولو اهل ايمان باشد ، مجرم است . پاسخ اين است كه دلالت آيه بر مدعاى آنان به اطلاق است و اطلاقات قرآنى قابل تقييد بهوسيلهء آيات ديگر است ؛ چنانكه به دليل آيات توبه ، همهء مسلمانان اتفاق دارند مؤمن فاسقى كه توبه كرده باشد از اطلاق آيه خارج است و كيفرى نمىبيند . پس اگر دليل اقامه شود كه رحمتالهى شامل مؤمنان فاسقنيز مىشود ، اطلاقآيه تقييد « 3 » مىخورد وجاودانگى در جهنم منحصر به كفار و منافقان مىشود . دراين زمينه مىتوان بهاين آيه استدلال نمود : « انَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ انْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ » « 4 » خداوند نمىآمرزد كه به او شرك ورزيده شود و غير آن را براى هر كه بخواهد مىآمرزد . شكى نيست كه اگر مشرك نيز توبه كند بخشيده مىشود و اين قرينه است كه هر دو بند آيه به غير حال توبه نظر دارد ، يعنى خداوند ، مشركى را كه توبه نكند هيچگاه نمىآمرزد ، اما غير مشرك از اهل ايمان و اطاعت اگر بدون توبه از گناه بميرند خداوند هركدام از آنان را كه بخواهد ، مشمول رحمت و آمرزش خود قرار مىدهد . معتزله در مورد عدم شمول شفاعت نسبت به مؤمنان گناهكار و جاودانگى آنان در
بررسى مذاهب و فرق (فارسى) — صفحة 65
مساهمون: عليرضا على نورى
ص٦٥
هامش
( 1 ) - ر . ك : كشفالمراد فى شرح تجريد الاعتقاد ، ص 330 .
( 2 ) - زخرف ( 43 ) ، آيهء 74 .
( 3 ) - اگر نگوئيم كه به قرينه مقابله « المجرمين » با « الذين امنوا » در بندهاى قبلى ، آيه اطلاقى ندارد و از اول مخصوصكافران و منافقان است .
( 4 ) - نساء ( 4 ) ، آيهء 48 .