بررسى مذاهب و فرق (فارسى) — صفحة 62
است كه البته نامگذارى آن به تأويل خلاف اصطلاح است اما معتزله در مواردى به تأويل از نوع اول دچار شدهاند كه باطل است و علت آن عقلگرايى مفرطانه و بهاى بيش از حد به عقل دادن است ، زيرا مقصد جدى هر گويندهاى بعد از تفحص از قرائن احتمالى به دست مىآيد ، بنابراين معيار قرار دادن ظهور ابتدايى الفاظ در فهم مقاصد گوينده و سپس حمل آنها بر خلاف معناى ظاهر به پندار اينكه خلاف حكم عقل است كارى ناصواب و دور از منطق علمى است . باتوجه به اين نكته ، مقصود جدى آيهاى همانند « يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْديهِمْ » با توجه به قرائن عرفى و عقلايى ، برترى قدرت خدااز مردماست و عبارت ياد شده كنايهاز آناست ، نه اينكه آيه براى خداوند دست داشتن را ثابت مىكند و ناگزير بايد آن را تأويل نمائيم . « 1 » ( 1 ) - براى آگاهى تفصيلى از نظريهء صحيح دربارهء صفات خبرى ، به فصل چهارم ( اشاعره ) رجوع كنيد . 2 - عدل از ميان صفات الهى ، عدل به عنوان يك اصل اعتقادى از سوى اماميه و معتزله در جدول عقايد اسلامى قرار گرفته است و اين مطلب حاكى از اين است كه مسأله اختلافى بوده و ديدگاههاى متفاوتى در اين زمينه وجود داشته است . « 2 » ( 2 ) - ر . ك : اوائل المقالات ، ص 24 - 25 . توضيح اينكه اهل سنت و حديث در مسائل اعتقادى پايبند ظواهر آيات و احاديث بودند ؛ آنان براى تحفظ بر اصل خالقيتِ خداوند « 3 » ( 3 ) - « قُلِ اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَىْءٍ » رعد ( 13 ) ، آيهء 16 . بر همه چيز ، گفتند : افعال بندگان نيز همانند همهء موجودات بهطور مباشر و مستقيم ، آفريده و مخلوق خداست و اگر بگوييم خداوند در كار بندگان دخالتى ندارد و آنان خود فاعل كارهايشان مىباشند به شرك در خالقيت و فاعليت دچار شدهايم . معتزله گفتند : انسان در هستى خود محتاج خداوند است ، اما در انجام كارها از او بىنياز است و اختيار آنها به او واگذار شده است كه در اصطلاح « تفويض » در برابر جبر ناميده مىشود . معتزله براى حفظ اصل تنزيه و نسبت ندادن زشتىهاى بندگان به