خداوند ، اين نظريه را برگزيدند « 1 » و گفتند اين خلاف عدل است كه خداوند بندگانش را به خاطر گناهان غير اختيارى كيفر دهد . پس عدل مورد نظر معتزله حاكى از ديدگاه آنان در مسأله اختيار بندگان نيز مىباشد . البته بحث عدل به مسألهء حسن و قبح عقلى نيز گسترش پيدا كرد و اين بحث مطرح شد كه اولًا آيا بعضى افعال در ذات خود نيك و بعضى زشت است ؟ ثانياً آيا عقل مىتواند خوبى و بدى آنها را درك كند يا نه ؟ اهل سنت و حديث گفتند : عادل بودن خدا به معناى اين است كه او منشأ عدل است ؛ هر چه او انجام دهد عدل و آنچه به آن فرمان دهد عادلانه و نيك است يعنى حسن و قبح و عدل و ظلم از فعل خدا انتزاع مىشود . اگر خداوند از چيزى باز دارد ، به صفت زشتى متصف مىشود پس اگر دوباره به آن فرمان دهد ، متصف به نيكى مىشود . « 2 » معتزله گفتند : افعال صرف نظر از ارادهء تكوينى و تشريعى خداوند ، متفاوتند ؛ بعضى نيك و بعضى زشتند و عقل مىتواند آنها را درك كند و كارهاى خداوند براساس عدل است نه اينكه آنچه او انجام دهد عدل است . قاضى عبدالجبار معتزلى مىگويد : بهطور بديهى عقل انسان حسن و قبح افعال را بهطور اجمال درك مىكند . « 3 » ديدگاه معتزله در مسألهء عدل الهى هر چند داراى امتياز و نقاط مثبتى است لكن تفويض مورد نظر آنان را نمىتوان پذيرفت ، زيرا افعال انسان بهعنوان يكى از موجودات امكانى ، بيرون از اراده و مشيت الهى نيست و انسان همانگونه كه در پيدايش ، نيازمند به خداست در بقا و استمرار هستى و نيز در انجام كارها به او محتاج است ، جز اين كه خطاست اگر همانند اهل حديث خداوند را علّت مباشر و مستقيم اعمال بندگان بدانيم بلكه ارادهء او بر اين است كه اعمال انسان از ارادهء خودش ناشى شوند و اگر كارهاى انسان بدون اختيار و اراده از او سر زند ، خلاف ارادهء الهى است و او انسان را بر انجام
بررسى مذاهب و فرق (فارسى) — صفحة 63
مساهمون: عليرضا على نورى
ص٦٣
هامش
( 1 ) - الملل و النحل ، سبحانى ، ج 3 ، ص 319 .
( 2 ) - ر . ك ، كشف المراد فى شرح تجريد الاعتقاد ، علامه حلى ، ص 234 .
( 3 ) - الملل والنحل ، سبحانى ، ج 3 ، ص 294 .