3 - وعد و وعيد
« وعد » وعدهء الهى بر دادن پاداش بر ايمان و عمل صالح و « وعيد » وعدهء او بر كيفر دادن اهل كفر و معصيت است . بعضى از معتزله مىگويند : « 2 » خداوند به صاحبان گناه كبيره وعدهء عذاب داده است پس اگر عذاب ندهد ، لازم مىآيد خلف وعده كرده يا دروغ گفته باشد و اينها بر او محال است و بر همين اساس گفتهاند اگر صاحب گناه كبيره توبه نكرده باشد ، بخشيده نمىشود بلكه جاودانه در آتش مىماند . پاسخ اين است كه در اين زمينه بين وعد و وعيد تفاوت است يعنى خلف وعده در مورد دادن پاداش بر عمل صالح قبيح است . زيرا هر چند در ابتدا كسى بر خدا حقى ندارد و هر چه او دهد تفضل است اما بعد از اينكه خود وعدهء پاداش به نيكوكاران داد هر مؤمنى با انجام كار نيك استحقاق پاداش پيدا مىكند و خلف وعده در اين زمينه موجب تضييع حق او مىشود لكن عملى نكردن وعدهء عذاب قبيح نيست چون در اين صورت خداوند از حق خود گذشته است و از ديدگاه عقلايى عفو كردن در شرايط خاصى - بعد از وعدهء عذاب - نيك بوده و عفو كننده تحسين مىشود . شيخ صدوق ، عقيدهء اماميه را در اين زمينه چنين بيان كرده است : اعتقاد ما دربارهء وعد و وعيد اين است كه خداوند به هر كس وعدهء ثواب بر كارى دهد آن را حتماً عملى خواهد كرد و به هركس در برابر عملى وعدهء كيفر و عذاب دهد داراى اختيار است ؛ اگر او را كيفر داد ، مطابق عدلش رفتار كرده و اگر عفو نمود از فضلش بهرهمند ساخته است « 3 » . . . . معتزله با توجه به ديدگاه خود در وعد و وعيد ، ادلهء شفاعت را اينگونه تأويل كردهاند