در جواب بايد گفت : اسلام اهل اديان ديگر را وادار به ترك دين خود و پذيرش حتمى اسلام نمىكند ، بلكه با استدلال عقلانى آنان را به هدايت فرا مىخواند و چون اين مكتب غنى و استدلالى و هدايتگر راه راست است به طور طبيعى ، دليلى بر ارتداد نيست مگر پيروى از هواى نفس و دنياطلبى . بنابراين ، كسى كه اسلام را مىپذيرد و پس از مدتى از آن برمىگردد و به دين ديگر عدول مىكند ، سپس به دين ديگر و همچنان از دينى به دينى تغيير عقيده مىدهد ، روشن است كه چنين كسى تشنهء معرفت نيست و به دنبال سرچشمهء حقيقت نمىگردد ، بلكه به دنبال بازيچه قرار دادن دين است . چنين برخوردى با دين سبب ضعف و سوء تبليغ مىشود . هيچ مكتبى اجازه نمىدهد كه به بهانهء تحقيق ، عقايد و معارفش ملعبهء افراد شكاك و ضعيف الاراده و دودل قرار گيرد . انَّ الَّذينَ ءامَنوا ثُمَّ كَفَروا ثُمَّ ءامَنوا ثُمَّ كَفَروا ثُمَّ ازْدادُوا كُفرًا لَم يَكُنِ اللَّهُ لِيَغفِرَ لَهُم ولا لِيَهدِيَهُم سَبِيلًا . ( نساء : 137 ) آنها كه ايمان آوردهاند ، پس از آن كافر گشتهاند ، باز ايمان آورده و سپس كفر ورزيدهاند ، پس از آن به كفر خود افزودهاند ، بر خداست كه آنان را نبخشد و به راه مستقيم هدايتشان نكند . از اين آيه بر مىآيد كه شخص مرتد حالش به مراتب بدتر از كافرى است كه در دين باطل خود ثابت است . « 1 » پرسش 1 . شيوههاى تبرّى از كفّار را بنويسيد : 2 . به چه دليل فروش اسلحه به كفّار حرام است ؟ 3 . آيهء « لَهْوَ الْحَديثِ » در ارتباط با برائت چه پيامى دارد ؟ 4 . اختلاط زنان مسلمان با زنان بيگانه بر چه اصلى استوار است ؟ 5 . در برخورد با افراد بدعتگذار و مرتد بايد چه مواضعى گرفت ؟ 6 . با ستمگران و اهل فسق چگونه بايد برخورد كرد ؟ 7 . به چه دليل افشاگرى نسبت به فاسقان جايز است ؟ 8 . چرا برخورد با مرتد مخالف تحقيق و آزادى انديشه نيست ؟
تولى و تبرى در قرآن (فارسى) — صفحة 65
مساهمون: جعفر وفا
ص٦٥
هامش
( 1 ) . الكاشف ، ج 2 ، ص 462 .