تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩

مركزحكومت خويش قرار داد و به جمع‌آورى نيرو پرداخت و تصميم به دفع شرّ معاويه گرفت . احنف بن قيس و جارية بن قدامه و حارثة بن بدر و زيد بن جبله و اعين بن ضبيعه و اشراف بنى تميم به حضور على ( ع ) بار يافتند . احنف از جاى برخاست و چنين سخن آغاز كرد : اى اميرمؤمنان ، اگر قبيلهء بنى سعد در جنگ جمل تو را يارى نكردند ، به بدخواه تو نيز نصرت ندادند و درشگفتند از كسانى كه ديروز ترا يارى كردند وتعجب مىكنند از آنهايى كه امروز از يارى تو دست برداشتند زيرا ايشان نسبت به طلحه و زبير در ترديد بودند و لكن ترديدى در مورد معاويه ندارند . عشيره ما در بصره هستند چه خوب بود به دنبال آنان مىفرستاديم نزد ما آيند تا با خصم بستيزيم و آنچه را كه ديروز از دست دادند ، امروز به دست آورند . « 1 » على ( ع ) بعد از مشورت با دو نفر ديگر از افراد قبيلهء بنى تميم به احنف فرمود : با كسانت مكاتبه كن ، بنابراين احنف به بنى سعد نوشت : كسى از بنى تميم باقى نمانده مگر اينكه به پيروى از نظرات رهبرانشان دچار شقاوت گرديده‌اند بجز شما ، قبيلهء سعد بن خرشه را رأى ابن يثربى بدبخت كرد ، ولحيان با نظرش قبيلهء حنظله را بيچاره كرد ، و نظرات زفرو مطر قبيلهء عدى را بدبخت نمود ، و قبيلهء عمروبن تميم را رأى عاصم بن دلف تباه ساخت ، و با صحت نظر من خداوند شما را يارى بخشيد ، تا آنچه را كه مىخواستيد به آن دست يافتيد ، و از آنچه مىترسيديد در امان مانديد ، و از اهل بلا دور شديد ، و به اهل عافيت پيوستيد . از پيوستن به ما تأخير نكنيد ، و گرنه از بخشش محروم شده و به پيروزى نخواهيد رسيد ، و نتيجهء محروميت از بخشش دست‌تنگى و حاصل به پيروزى

هامش
( 1 ) . وقعه صفين ، ص 24 .