نرسيدن عقبافتادگى است . و كارها انجام نمىپذيرد مگر با رضايت ، و شخص ناچار ممكن است به كمتر از آنچه توقع دارد راضى شود . « 1 » پس از رسيدن نامهء احنف به بنى سعد ، همگى به سمت كوفه رهسپار گرديدند ، و پس از رسيدن به اين شهر مورد استقبال گرم ياران على ( ع ) واقع شدند . « 2 » پيشتر از اين هم وقتى اميرمؤمنان ( ع ) از ابن عباس فرماندار بصره خواست كه مردم را بسيج كند ، ابن عباس در اجتماع مردم بصره نامهء حضرت را خواند . احنف بن قيس كه از سران بصره بود بپاخاست ، و ايراد سخن نمود . او خطاب به ابن عباس گفت : آرى به خدا سوگند دعوت ترا لبيك مىگوئيم ، و در تنگى و فراخى و خوشنودى و سختى در كنار تو خواهيم بود ، و به ديدهء نيك به همهء دشواريها خواهيم نگريست ، و انتظار اجر فراوان از پروردگار داريم . « 3 » هنگاميكه على ( ع ) براى جنگ با معاويه آماده گشت و فرماندهان سپاه خود را معين نمود ، احنف بن قيس را فرمانده قبايل بنى تميم و ضبّه و رباب قرار داد . « 4 » فرماندهان و ياران على ( ع ) پيوسته نظرات خود را به عرض فرماندهى كل قوا مىرساندند و آن حضرت به گفتههاى آنان توجه مىنمود . از آن ميان احنف بن قيس برخاست و عرض كرد : يا اميرالمؤمنين ، از اين مردم برخى براى جنگ مصمماند و بعضى ترديد دارند ، بعضى زبان گويا دارند ، و برخى خاموشند ، و هر يك از اينها در جاى خودنيكوست ؛ افراد مردد به كمك افراد مصمم نيايند ، اينها ( مصممها ) چيزى نمىگويند مگر اينكه باز همان سخن ديروز خود را تكرار كنند ( يعنى اهل جنگند ) ما مصمم به جنگ هستيم و توجهى به تعدادى اندك كه آيهء
سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 140
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص١٤٠
هامش
( 1 ) . وقعهء صفين ، ص 25 .
( 2 ) . وقعهء صفين ، ص 27 .
( 3 ) . وقعهء صفين ، ص 116 .
( 4 ) . وقعهء صفين ، ص 117 .