موضعگيرى احنف در برابر عايشه
عايشه به منظور جذب هر چه بيشتر نيرو در مصاف با على ( ع ) نامههايى براى سران و بزرگان اهل بصره فرستاد ، و از آنان مددخواهى نمود . از جمله ، به احنفبن قيس نامه نوشت ، و در حفير « 1 » منتظر پاسخ آنها بود . « 2 » وقتى عايشه به بصره رفته بود ، به احنف بن قيس پيغام فرستاد ، ولى او حاضر به ملاقات با عايشه نشد . بار ديگر عايشه به او پيغام داد . اين بار احنف نزد او رفت . عايشه گفت : واى بر تو اى احنف ، چگونه در پيشگاه خداوند عذرخواهى آورد از ترك جهاد با قاتلان اميرالمؤمنين عثمان ، آيا از كمى عدد است ، يا اينكه قبيلهات به تو نافرمانى مىكنند ؟ احنف گفت : اى امالمؤمنين نه عمرم از حد گذشته ، و نه زمان درازى سپرى گشته است ، بلكه يكسال نمىگذرد كه تو را ديدم از عثمان انتقاد مىكردى ، و به او بد مىگفتى . عايشه گفت : واى بر تو آنها او را بمانند ظرفى شستند ، آنگاه او را كشتند . احنف گفت : اى امالمؤمنين ، من دستور تو را در حالى كه ( از كشتن عثمان ) راضى بودى قبول مىكنم ، و دستورت را در حالى كه از آن خشمگينى رد مىنمايم . « 3 » احنف پيوسته در برابر آتشافروزان جنگ جمل رفتار خصمانهاى اتخاذ كرده ، و سرسختانه از آنان انتقاد مىنمود ؛ برخورد او با عايشه از اين قبيل است . احنف بن قيس در روز جنگ جمل به عايشه گفت : اى امالمؤمنين ، آيا از پيغمبر خدا دربارهء اين را ه سفارشى و سخنى شنيدهاى ؟ گفت : نه ، هرگز . گفت آيا در اينباره در قرآن چيزى خواندهاى ؟ گفت : قرآن همان است كه شما مىخوانيد .