بزرگوارى و بزرگ منشى
يكى از برجستهترين خصلتهاى احنف ، روحيهء بزرگمنشى اوست ، كه در سراسر وجودش جلوهگر است . احنف مىگويد : سه خصلت در من هست كه آنها را ذكر نمىكنم مگر براى اينكه از آن پند گيرند . 1 . هيچگاه به درب خانهء سلطان نرفتم ، مگر اينكه بدانجا فراخوانده شدم . 2 . هيچگاه به راز دو نفر داخل نشدم ، مگر اينكه آنها خود مرا بخوانند . 3 . هر كس از كنارم برخاست از او جز به نيكى ياد نمىكنم . « 1 » احنف مىگويد : از هيچ مجلسى اخراج نشدم ، و از هيچ درى رانده نشدم . « اصمعى » گويد : اين عبارت معنايش اينست كه من در مجلسى مىنشينم كه بدانم مرا از آنجا اخراج نمىكنند ، و بر هيچ درى نمىايستم كه بيم آن باشد كه مرا بار ندهند . « 2 » و از گفتههاى اوست : هيچگاه درخواستهاى من ناپذيرفته نمانده است . از او سؤال شد چگونه ؟ گفت : براى اينكه من هيچگاه درخواست ناشدنى نمىكنم . « 3 » خالدبن صفوان مىگويد : « احنف » از شهرت فرار مىكرد ، و شهرت به دنبال او روان بود . هشامبن عبدالملك به خالد گفت : از احنف برايم تعريف كن . گفت : يا اميرالمؤمنين ! اگر بخواهى از سه چيز او برايت بگويم ، و اگر بخواهى از دو چيز او و اگر خواسته باشى از يك چيزش برايت نقل كنم . گفت سه چيزش را بگو ! گفت : او حرص نمى ورزيد ، و حق را كنار نمىگذاشت ، و در برابر حق تسليم بود . هشام