تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
او هميشه متوجه خدا بود ، و خصلت‌هاى بارز و پسنديدهء او انعكاسى از همين توجهات و گرايشهاى اوست . او بسيار قرآن مىخواند ، و چنين دعا مىكرد : خداوندا ، مرا آنچنان يقينى عطا كن كه مصيبتهاى دنيا نزد من آسان شود . روزى جنازه‌اى از كنار او مىگذشت ، او گفت : خدا رحمت كند كسى را كه خود را براى چنين روزى به مشقت و رنج بيفكند . « 1 »

حلم و بردبارى

احنف فردى بود با صفات برجسته ، و ملكاتى پسنديده ، كه در نيكوئى صفت و سيرت ، ضرب‌المثل ديگران واقع شده بود ، به خصوص كه او در حلم و بردبارى و خويشتن‌دارى شهرهء آفاق بوده است . مردى به يحيى برمكى گفت : به خدا سوگند تو بردبارتر از احنف بن قيس هستى . يحيى گفت : كسى كه بيش از اندازهء استحقاقمان ما را ستايش كند ، به ما قرب بيشترى پيدا نخواهد كرد . « 2 » بردبارى احنف تا حدّى بود كه مردى او را دشنام داد ، ولى او به سمت خانه رهسپار شد . آن مرد به دنبال او راه افتاد ، در حالى كه او را دشنام مىداد تا به خانه رسيد . احنف رو به او كرد و گفت : همين قدر كافى است ، آنگاه داخل خانه شد و گفت ، بردبارى را از مردان يافتم . « 3 » روز ديگر مردى او را دشنام داد و او سكوت اختيار كرد . آن مرد با اصرار فراوان ناسزاگويى را ادامه داد و احنف همچنان ساكت بود . آن مرد گفت : دريغا كه چيزى او را از پاسخ گفتن باز نمىدارد مگر بىارزش بودنم نزد او . « 4 »

هامش
( 1 ) . تهذيب تاريخ دمشق ، ج 7 ، ص 19 .
( 2 ) . اعلام زركلى ، ج 1 ، ص 263 .
( 3 ) . تهذيب تاريخ دمشق ، ابن عساكر ، ج 7 ، ص 20 .
( 4 ) . همان مدرك ، ص 21 .
سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 128 | پژوهشكده تحقيقات اسلامى