مىكند ، و امر به خير مىنمايد . اين خبر به رسول خدا ( ص ) رسيد ، حضرت فرمود ، خداوندا : احنف را بيامرز . پس از آن احنف پيوسته مىگفت : هيچ چيز در نزد من اميدوار كنندهتر از دعاى پيامبر نيست . « 1 »
احنف در دوران عمر و عثمان
در فتوحاتى كه در زمان حكومت عمر و عثمان براى مسلمانان پيش آمد احنف نقش برجستهاى داشته و شهرها و نقاط مختلفى به فرماندهى و تدبير او گشوده شده است ، از جمله فتح خراسان و مقابله با يزدگرد كه به خراسان گريخته و از خاقان ترك امداد خواسته بود به او محول گرديد ؛ يزدگرد كه تاب مقاومت در برابر مسلمانان را نداشت هنگام هزيمت و فرار از خراسان مىخواست گنجهاى خود را حمل كند و گنجها بس گران و عظيم بود ، ايرانيان گفتند : چه مىكنى . گفت :
مىخواهم به خاقان ملحق شوم يا به چين روم .
ايرانيان را اين رأى خوش نيامد و گفتند ما در كشور خودمان اگر درگير شويم بهتر از اين است كه به كشورى ديگر برويم كه دين ندارد و از وفادارى آنها مطمئن نيستيم . ما را برگردان تا با مسلمانها مصالحه كنيم چون ايشان اهل وفا و دين هستند .
يزدگرد امتناع كرد . در نتيجه ايرانيان از او جدا گشته و با او جنگيده و گنجها را پس گرفتند يزدگرد به سوى خاقان گريخت و ايرانيان آمده با احنف مصالحه كردند و گنجها را به او سپردند سپس به شهرهاى خود بازگشته و زندگى تازهاى را كه بهتر از زندگى در سايه شاهان بود آغاز كردند . « 2 »
هامش
( 1 ) . تهذيب تاريخ دمشق ، ج 7 ، ص 13 .
( 2 ) . مراجعه كنيد به كامل ابن اثير ، ج 2 ، ص 549 - 553 .