تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩

برخورد با ديگران

احنف مىگويد : هيچكس با من درگير نشد مگر اينكه دربارهء او يكى از سه راه راانتخاب كردم ، اگر از من برتر بود ، قدرش را شناختم ( احترامش را رعايت كردم ) ؛ و اگر از من پايينتر بود ، خود را از او بالاتر نگاه داشتم ( متعرضش نشدم ) ؛ و اگر با من همطراز بود ، او را مورد فضل و بخشش خود قرار دادم . « 1 » و نيز مىگويد : كسى كه در او چهار خصلت باشد ، بدون مزاحم سرور مردمش خواهد شد . اوّل اينكه ديندار باشد ، بطورى كه دين ، او را از گناه باز دارد ؛ دوم ، اصل و تبارى كه او را صيانت كند ؛ سوم عقلى كه او را راهنما باشد ؛ چهارم ، حيائى كه وى را مانع باشد . « 2 » احنف هيچگاه دردش را پيش ديگران بازگو نمىكرد ، و از اينكه از پيش آمدهاى ناگوار نزد اين و آن ناله كند امتناع داشت . روزى برادر زاده‌اش از درد دندان به او شكايت كرد ، او گفت : سى سال است كه يك چشم خود را از دست داده‌ام ، و از آن تاكنون براى هيچكس چيزى نگفته‌ام . « 3 »

مديريت و فرماندهى

قوت شخصيت و اخلاق و الا و ملكات فاضلهء احنف ، سبب شده است ، كه فرماندهى موفق و مديرى مدبّر و كارآمد و بالياقت و كاردان جلوه كند . او در همهء لشكركشىها و فتوحات ، پيوسته و پيروز و فاتح بود . هر چند عدّهء نيروهايش در بيشتر كارزارها به اندازهء لازم نبود ، ولى حسن فرماندهى و مديريت هوشمندانهء او پيروزى پس از پيروزى را نصيب لشكريان اسلام مىنمود ، كه در بحثهاى
هامش
( 1 ) . همان مدرك ، ص 20 .
( 2 ) . تهذيب تاريخ دمشق ، عساكر ، ج 7 ، ص 20 .
( 3 ) . همان مدرك ، ص 19 .