تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
احنف بن قيس كوسه بود ؛ و قبيله‌اش مىگفتند : ايكاش مىتوانستيم براى احنف ريشى ( حتّى ) به قيمت بيست هزار درهم خريدارى كنيم . « 1 »

عبادت و بندگى

احنف مردى بود عابد و شب‌زنده‌دار ، و نمونهء بارزى از زاهدان شب و شيران روز بود . لحظه‌اى از ياد خدا غافل نبود و هميشه در انديشهء سراى ديگر بود . او از جمله فرماندهانى بود كه موفقيتهايشان را از طريق گرايش به جهات معنوى و تهجّد و شب‌زنده‌دارى و نيايش به درگاه خداوند به دست مىآورند و خداوند نيز ضامن پيروزى و موفقيت آنها است . به احنف گفتند : تو روزه‌ات را طولانى مىكنى . گفت : آن را جهت دفعِ شرِّ روزى بزرگ آماده مىكنم ، آنگاه ( اين آيه را ) قرائت كرد . « يَخافُونَ يَوْماً كانَ شَرُّهُ مُسْتَطيراً » از روزى كه شرّ آن فراگير است مىترسند . « 2 » نيز به او گفته شد : تو بسيار روزه مىگيرى ، و اين كار ، معده را ضعيف مىكند . گفت ، من اين را براى سفرى دراز آماده مىكنم . او شب هنگام به عبادت برمىخاست و بيشتر شب را به دعا مشغول بود . « 3 » احنف پس از بجا آوردن نماز شب ، چراغ را نزديك خود قرار مىداد ، و انگشت خود را روى آن مىگذاشت و از خود حسابرسى مىكرد و مىگفت : اى احنف ، چرا در چنين روز ، چنان كارى انجام دادى ؟ و اين عمل را تا صبح ادامه مىداد . « 4 »

هامش
( 1 ) . الأعلام ، زركلى ، ج 1 ، ص 263 .
( 2 ) . تنقيح‌المقال ، مامقانى ، ج 1 ، ص 103 .
( 3 ) . تهذيب تاريخ دمشق ، ج 7 ، ص 19 .
( 4 ) . شرح نهج‌البلاغه ، ابن ابىالحديد ، ج 10 ، ص 37 ؛ تهذيب تاريخ دمشق ، ابن عساكر ، ج 7 ، ص 19 .