تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
زياد در ابيات فوق وفادارى و اخلاص خود را به پيشوا و امام خويش على ( ع ) اظهار داشته و آمادگى پيكار با دشمنان آن حضرت را اعلام مىدارد .

مأمور بسيج نيرو

ابو مخنف از ابوالصلت تيمى روايت كرده است كه على ( ع ) به سعد بن مسعود ثقفى فرماندار خود در مداين چنين نوشت : اما بعد ، من زياد بن خَصَفه را به سوى تو گسيل داشتم . جنگاوران اهل كوفه را جمع‌آورى كن و آنان را با او بفرست و در اين كار شتاب كن به خواست خدا . . . . « 1 » و بدين ترتيب فرماندهى بسيج نيروهاى رزمى كوفه كه در مداين بودند به عهدهء زياد واگذار مىشود ، تا پس از سازماندهى و تشكل به جنگ با معاويه اقدام كنند .

زبان گوياى على ( ع )

هنگامى كه مرحلهء اوّل جنگ صفين به پايان رسيد ، برخى زمزمهء صلح را آغاز كردند . امير مؤمنان گروهى از ياران برجستهء خود را نزد معاويه فرستاد كه از جملهء آنها زياد بن خصفه بود . او وارد بر معاويه شد و چنين اظهار داشت : ما به منظور پيشبرد آنچه به صلاح ما و توست نزد تو آمده‌ايم و تو به ضرب‌المثل پراكنى مىپردازى . گفتار و كردار بيهوده را كنار بگذار و به آنچه براى ما و تو سودمند است بپرداز . وقتى فرستادگان اميرمؤمنان على ( ع ) از نزد معاويه برگشتند ، معاويه به دنبال زياد فرستاد و به او چنين گفت : اى مرد ربيعى ! به تحقيق كه على با ما قطع رحم كرده و پيشواى ما را كشته و كشندگان يار ما را پناه داده است ، و من از تو مىخواهم كه با خانواده و قبيله‌ات مرا
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 80 ، بيروت .
سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 104 | پژوهشكده تحقيقات اسلامى