تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١

فرمانده دشمن ، ذوالكلاع حميرى ، قرار گرفت . زياد از قبيلهء عبدالقيس براى نابود كردن دشمن كمك خواست . از زيد بن بدر روايت شده است كه قبايل حمير به فرماندهى ذوالكلاع و عضويت عبيدالله بن عمر بن خطاب در برابر قبيلهء بكر بن وائل صف‌آرايى و جنگ سختى با يكديگر آغاز كردند به طورى كه ترس از نابودى همه را فرا گرفت . زياد بن خَصَفَه نزد قبيلهء عبدالقيس رفت و به ايشان گفت : امروز قبيلهء بكر بن وائل نابود خواهد شد كه ذوالكلاع و عبيدالله ، قبيلهء ربيعه را نابود كردند . پس به يارى آنان بشتابيد و گرنه نابود خواهند شد . قبيلهء عبدالقيس پا در ركاب كردند و مانند ابر سياهى وارد معركه شدند و در كنار جناح چپ آمادهء جنگ شدند . جنگ با شدت تمام درگرفت و مردى از قبيلهء بكر بن وائل بنام خِنْدف ، ذوالكلاع حميرى را كشت و با كشته شدن وى پايه‌هاى قبيلهء حمير سست شد . ولى جنگ با فرماندهى عبيدالله بن عمر ادامه يافت . « 1 » و بدين ترتيب ذوالكلاع حميرى با شمشير يكى از افراد تحت امر زياد كشته شد و يار همرزم او عبيدالله بن عمر نيز بعد از يكى دو روز به قتل رسيد .

در قلب سپاه دشمن

با فرمان زياد خيمهء فرماندهى وى در قلب رزمگاه برپا شد و با اين اقدام جسورانه رشادت و سلحشورى زياد ، به اثبات رسيد . در شرح نهج‌البلاغه ابن ابى الحديد آمده كه ابراهيم همدانى در كتاب صفين روايت كرده است كه قبيلهء ربيعهء كوفه به فرماندهى زياد بن خصفه بر عبيدالله بن عمر يورش بردند و او را كشتند . وقتى خيمهء زياد را بر پا مىكردند ، براى يكى از
هامش
( 1 ) . وقعه صفين ، نصر بن مزاحم ، ص 297 . كتابخانه آيت الله مرعشى نجفى .