بن حنيف را فرماندهِ سپاه اعزامى ازبصره ، و عمّار را فرمانده نيروهاى پياده نظام اعزامى از كوفه ، قيس بن سعد را فرمانده نيروى پيادهء بصره ، هاشم مرقال را پرچمدار ، و مُسَعَّربن فدكى فرمانده نيروهايى كه از قاريان قرآن تشكيل شده بود قرار داد . « 1 »
معاويه از ديدگاه عمّار
در يكى از روزهاى جنگ صفين مردى به عمّار گفت :
اى ابويقظان ! مگر رسول خدا صلى اللّه عليه و آله نفرمود : « با مردم ( بىدين ) بجنگيد تا اسلام آورند ، و آنگاه كه اسلام را پذيرفتند ، خون و دارايى شان در امان است ؟ »
عمّار پاسخ داد : آرى رسول خدا ( ص ) اين گونه فرموده است ، ولى اينان اسلام نياوردند ، و به ظاهر تسليم شدند ، و كفر را در دل نهان كردند ، تا اينكه ياورانى يافتند و به جنگ آمدند . « 2 »
اعتراف دشمن
درميان لشكر امير المؤمنين عليه السلام شخصى بود به نام ابونوح ، روزى يكى از بستگان او به نام ذوالكلاع كه جزء لشكريان معاويه بود نزد او آمد و گفت :
- نزد تو آمدهام تاحديثى را كه در زمان عمر از عمروعاص شنيدهام برايت بگويم .
- آن حديث چيست ؟
- عمرو عاص از پيامبر خدا نقل كرد كه آن حضرت فرمود : « بين اهل شام و اهل عراق جنگ مىشود و حق با يكى از آن دو لشكر است كه پيشواى هدايت نيز در ميان آنان است و عمّار ياسر نيز با او است . »
هامش
( 1 ) . كامل ، ابن اثير ، ج 3 ، ص 294 ؛ تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 10 با اندكى تفاوت .
( 2 ) . وقعهء صفين ، ص 215 .