در همين حال عمّار به او حمله ور شد ، و با شمشير هر دوپايش را قطع كرد . ابن يثربى بر زمين افتاد . او را نزد على عليه السلام آوردند و به فرمان آن حضرت گردنش را زدند . « 1 »
يورش بر « بِشْرظُبّى »
قبيلهء « بنى ضُبَّه » درجنگ جمل ، يكى از معدود قبيله هايى بود كه نهايت كوشش را در پشتيبانى از عايشه از خود نشان داد ، و سرسختانه مى جنگيد .
يكى از افراد سرشناس اين قبيله به نام « بِشرظُبّى » به نبرد گاه آمد و به رجز خوانى پرداخت . او خطاب به افراد قبيلهء خود چنين مى سرود :
« اى قبيلهء ضُبَّه ، فزونى خود را به مردم عراق ( سپاه على عليه السلام ) نشان دهيد ، و آتش جنگ سختى را بر افروزيد . »
. . . كه ناگاه عمّار دلاور بر او يورش برد و او را به هلاكت رساند . « 2 »
خطرناكترين مأموريت
نيروهاى دشمن در پيرامون شتر فرماندهى سخت مى جنگيدند . شدّت جنگ به اندازه اى بود كه همهء جنگاوران « بنى ضُبَّه » كه سرسختانه از شتر دفاع مى كردند تارو مار شدند .
على عليه السلام مالك اشتر و عمّار را احضار فرمود . هنگامى كه اين دو فرمانده به حضور رسيدند ، آن حضرت به آنان فرمود :
« بايد هر چه زودتر اين شتر پى شود ، برويد و شتر را پى كنيد ! »
مالك و عمّار يورش بردند ، و نيروهاى دشمن را كنار زدند ، و خود را به شتر رساندند . در نخستين حمله يك پاى شتر قطع شد ، مردى از « بنى ضُبَّه » زير
هامش
( 1 ) . همان مدرك ، ص 517 .
( 2 ) . بحارالانوار ، ج 32 ، ص 180 .