هَلْ مِنْ ذابٍّ يَذُبُّ عَنْ حَرَمِ رَسُولِاللَّه ؟ هَلْ مِنْ مُوَحِّدٍ يَخافُ اللَّهَ فينا ؟ هَلْ مِنْ مُغيثٍ يَرْجُو اللَّه بِأغاثَتِنا ؟ هَلْ مِنْ مُعينٍ يَرْجُواما عِنْدَاللَّهِ فى أِغاثَتِنا ؟
آيا كسى هست كه از حرم رسول خدا ( ص ) دفاع كند ؟ آيا خداپرستى بين شما وجود دارد تا دربارهء ظلمى كه بر ما رفته است از خدا بترسد ؟ آيا دادرسى هست كه به فريادرسى ما به خدا دل بسته باشد ؟ آيا ياورى هست كه در يارى نمودن ما به خدا اميدوار باشد ؟
فرياد و ناله زنان حرم بلند شد ، حضرت خودش را جلوى خيمه رساند ، به زينب فرمود : كودك خردسالم را بياوريد تا با او وداع كنم ، پس آن كودك را به روى دست گرفت ، خواست او را ببوسد حرملةبن كاهل تيرى پرتاب كرد كه به گلوى آن كودك اصابت كرد و او را به شهادت رسانيد ؛ حضرت به زينب فرمود : او را بگير . « 1 »
8 - 2 - شهادت فرزندان حضرت زينب
قهرمان كربلا زينب كبرى ( س ) علاوه بر فداكارىها و ايثارگرىها دو تن از فرزندانش را نيز فداى راه برادرش امام حسين ( ع ) كرد و در روز عاشورا فرزندان آن بانوى بزرگوار به نامهاى محمد و عون به شهادت رسيدند . « 2 »
9 - 2 - سخن زينب با عمر سعد و لشكريانش در روز عاشورا
مرحوم شيخ مفيد رحمة اللَّه عليه چنين نقل مىكند كه : چون روز عاشورا حضرت زينب ( س ) نگاهش به امام حسين ( ع ) افتاد كه در محاصره و هجوم دشمنان قرار گرفته ، تمام بدنش را تير باران كردهاند . كنار خيمه آمد و فرياد برآورد :
واى بر تو اى عمر سعد ، آيا حسين كشته مىشود و تو تماشا مىكنى ؟ او جواب زينب را نداد . دوباره زينب ( س ) فرياد زد : آيا در ميان شما مسلمان پيدا نمىشود باز
هامش
( 1 ) - الملهوف ، ص 169 - 168 .
( 2 ) - منتخب التواريخ ، ص 78 ؛ مناقب ، ج 4 ، ص 122 ؛ مقاتل الطالبيّين ، ص 60 ، دار الكتاب ؛ مقتل الحسين ( ع ) مقرّم ؛ ص 167 و 262 ؛ المعارف ، ج 3 ، ص 207 ؛ تسمية من قتل مع الحسين ( ع ) شماره 14 .