هم كسى جواب زينب را نداد . « 1 » در برخى از منابع چنين آمد : در حالى كه اشكهاى عمر سعد بر دو گونه و محاسنش روان بود روى خود را از زينب برگردانيد . « 2 » حضرت زينب ( س ) در هنگام محاصره شدن امام توسّط لشكريان يزيد اشعار زير را سرود :
مِلْءُ الْقِفارِ عَلْىابْنِ فاطِمَةِ * جُنْدٌ وَ مِلْءُ قُلُوبِهِمْ ذُحُلَ
بِجَحافِلٍ بِالَّطفِّ اوُّلُها * وَاخيرُها بِالشَّامِ مُتَّصِلُ « 3 »
بيابان بر ضدّ فرزند فاطمه از لشكر پر و دلهايشان مملو از انتقام است !
لشكر انبوهى كه يك سرش در كربلا و سر ديگرش در شام مىباشد .
10 - 2 - وداع امام ( ع ) و درخواست پيراهن كهنه از زينب و سفارش به زينب دربارهء زنان و كودكان
در ساعتهاى آخر روز عاشورا هنگامى كه امام ( ع ) تنها شد به طرف خيمه آمد و فرياد زد : يا زينب ، امّكلثوم ، يا فاطمه ، يا سكينه ، يا فلانه ( كه همه را به اسم صدا زد ) عليكنّ منى السّلام سپس به خواهرش زينب سفارش زنها و كودكان را نمود . آنگاه فرمود : براى من پيراهن بياور كه آن را زير لباسم قرار دهم تا كسى رغبت نكند آن را از تنم بيرون بياورد ؛ سپس زينب براى او لباس تنگ آورده حضرت آن را دور انداخت و فرمود : اين لباس كسى است كه ذليل و خوار شده باشد . آنگاه پيراهن كهنه آورده ، آن را پاره كرد و در زير لباسهايش قرار داد سپس تقاضاى زير جامه كرد و آن را هم پاره پاره كرد ، پوشيد و آماده جنگ شد . « 4 »
11 - 2 - فرياد زينب در روز عاشورا هنگام مشاهدهء صحنهء دلخراش
هامش
( 1 ) - الارشاد ، ج 2 ، ص 110 .
( 2 ) - تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 452 ؛ كامل ابن اثير ، ج 4 ، ص 78 .
( 3 ) - دائرة المعارف الحسينيه ، ج 6 ، ص 85 .
( 4 ) - زينب الكبرى ، جعفر نقدى ، ص 106 ، الدمعة الساكبة ، ج 4 ، ص 337 .