تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسيران و جانبازان كربلا — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
سخت است ، سپس مشت به صورت خود كوبيد و دست به گريبان برد پيراهن خويش را پاره كرد و بيهوش بر زمين افتاد ، حسين ( ع ) برخاست آب به روى خواهر پاشيد و به او فرمود : آرام باش خواهر ، پرهيزگارى پيشه كن و به آن شكيبايى كه خدا نصيب تو كرد بردبارى كن و بدان كه اهل زمين مىميرند و اهل آسمان بجاى نمانند و همانا هر چيزى هلاك گردد جز خداوندى كه آفريدگان را به قدرت خويش آفريد و مردمان را بر مىانگيزد ، دوباره باز مىگرداند و اوست خداى يگانه و يكتاى بىهمتا . سپس امام ( ع ) چنين فرمود : جدّ ، پدر ، مادر و برادرم همگى از من بهتر بودند و از دنيا رفتند ، من و هر مسلمانى بايد از رسول خدا ( ص ) پيروى كنيم . خواهرش را به اين سخنان دلدارى داد و به او فرمود : خواهرجان تو را سوگند مى دهم و بايد به اين سوگند پايبند باشى : اين كه چون من كشته شدم گريبان پاره مكنى ، روى خود مخراشى ، « واى و هلاكت » براى خود مخواهى ( يعنى چنانچه رسم زنان عرب است واويل و واثبو را مگو . ) امام سجّاد ( ع ) مىفرمايد : سپس پدرم زينب ( س ) را آورد در كنارم نشانيد . « 1 »

3 - 2 - زينب وصىّ امام حسين ( ع )

امام حسين ( ع ) به خاطر حفظ جان امام زين العابدين ( ع ) حضرت زينب را به عنوان وصىّ خويش انتخاب كرد . « 2 »

4 - 2 - كنار امام حسين ( ع ) هنگام شهادت على اكبر ( ع )

حضرت زينب در روز عاشورا لحظه‌اى از امام ( ع ) غافل نبود با آن كه مسئوليت زنان و كودكان و پرستارى امام سجاد ( ع ) را هم به عهده داشت . هنگامى كه حضرت على اكبر به شهادت رسيد امام حسين ( ع ) خود را به بالينش رسانيد ، پس از آن
هامش
( 1 ) - الارشاد ، ج 2 ، ص 93 ؛ تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 420 ؛ كامل ابن اثير ، ج 4 ، ص 58 ؛ مناقب ، ج 4 ، ص 108 .
( 2 ) - بحار الانوار ، ج 46 ، ص 19 ، زينب الكبرى ، جعفر نقدى ، ص 24 ؛ كمال الدّين و تمام النّعمه ، ج 2 ، ص 507 ، 501 .
اسيران و جانبازان كربلا — صفحة 97 | محمد مظفرى / سعيد جمشيدى