تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسيران و جانبازان كربلا — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣

12 - 2 - سفارش امام ( ع ) به زينب در هنگام آتش زدن خيمه‌ها

صاحب الأيقاد از مقتل ابن العربى چنين نقل مىكند كه : امام حسين ( ع ) هنگام وداع به خواهرش زينب ( س ) سفارش كرد و فرمود : پس از اينكه خيمه‌ها را آتش زدند زنها را جمع كن . زينب ( س ) هم پس از آتش زدن خيمه‌ها و پراكنده شدن كودكان به سراغ آنها رفت براى جمع آورى ، در همين حال متوجّه شد دو تا از بچّه‌ها نيستند ؛ براى پيدا كردن آنها به راه افتاد ، ديد در جايى دست به گردن هم كرده ، روى زمين خوابيده‌اند ، همين كه خواست آن دو كودك را حركت دهد متوجّه شد كه بر اثر تشنگى جان سپرده‌اند . چون لشكر اين داستان را شنيدند از ابن سعد اجازه خواستند به اهل و عيال امام حسين ( ع ) آب بدهند ، زمانى كه آب را آوردند بچّه‌ها از نوشيدن آب خوددارى كردند و گفتند : چگونه آب بنوشيم در حالى كه فرزندان پيامبر خدا با لب تشنه كشته شدند . « 1 »

13 - 2 - اجابت دعاى زينب

برخى از مورخين از زينب ( س ) چنين نقل كردند : هنگامى كه دستور دادند خيمه‌ها را غارت كنند من جلوى خيمه ايستاده بودم ، مردى داخل خيمه شد كه چشمانى زاغ داشت آن چه كه در خيمه مربوط به ما بود گرفت . نگاهش به امام سجّاد ( ع ) افتاد ، ديد او روى فرشى از چرم و پوست افتاد در حالى كه بيمار است پس آن فرش را از زيرش برگرفت ، سپس به طرف من ، چادر و دو گوشواره‌ام را گرفت در عين حال گريه هم مىكرد . به او گفتم : « خدا لعنت كند ، حرمت ما را هتك كردى گريه هم مىكنى ؟ گفت : به خاطر اين گرفتارهايى كه براى شما پيش آمده گريه مىكنم ، بىبى گفت : مرا به خشم آوردى . خداوند دست و پاى تو را قطع كند و تو را به آتش دنيا بسوزاند پيش از آتش آخرت . » سوگند به خدا طولى نكشيد كه مختار
هامش
( 1 ) - الايقاد ، سيد محمدعلى شاه عبدالعظيمى ، ص 139 ؛ زينب الكبرى ، جعفر نقدى ، ص 109 .
اسيران و جانبازان كربلا — صفحة 103 | محمد مظفرى / سعيد جمشيدى