تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
آرى ، جندب بن زهير رجز خود را درباره حضرت على عليه‌السّلام مىخواند تا شايد سربازانش با شنيدن فضائل امام درجهاد خود با دشمن اميد وارتر و ثابت قدمتر شوند .

جنگيدن در حال جراحت

گفتيم در صفين ، امام پرچم بخشى از نيرو را به جندب سپرد ، جندب نيز در جريان جنگ درحاليكه پرچم اسلام بر دوشش بود به دشمن حمله كرد و فرياد مىزد : « به خدا سوگند ! تا اين پرچم را گلگون نكنم دست از جنگ نمىكشم . » و چندين بار پرچمش غرقه به خون شد تاآنكه مردى شامى برابرش قرار گرفت و با نيزه او را بزد ولى او با همان حال كه زخمى شده بود به سوى دشمن پيش رفته تا سرانجام حريف با شمشير او را بكشت . « 1 »

شهادت ، پاداش خدمت

جندب بن زهير آن مشتاق لقاء خدا ، دريارى دين خدا سراز پا نمىشناخت . و در راه حمايت از جبههء حق و عدالت لحظه‌اى آرام نمىگرفت و تنها اميد شهادت مايه آرامش خاطراو بود و در برابر خدمتش به اسلام تنها شهادت را پاداش خود مىدانست و ساليانى دراز ، در پرتو پوئيدن راه حق آمادگى خود را براى شهادت نشان داده بود و براى رسيدن آن لحظه بى صبرانه روز شمارى مىكرد ، تا آنكه به فرماندهء أَزد شام حمله برد . « 2 » او مىدانست تا سران كفر نابود نشوند پيروانشان از بين نخواهند رفت ، در درگيرى با آن مرد شامى بود كه به لقاى محبوب نائل شد . و به آرزوى ديرينه‌اش كه نوشيدن شربت شهادت بود رسيد .

خوشا آنان كه در راه عدالت * به خون خويش غلطيدند و رفتند
.
هامش
( 1 ) . پيكار صفين ، ص 558 .
( 2 ) . كامل ، ابن اثير ، ج 3 ، ص 303 ؛ بيروت وقعة صفين ، ص 263 .