تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
به گوشش رسيد ، با لباس استراحتش ازمنزل بيرون آمد و براى نماز صبح به مسجد رفت و در محراب ايستاد و از روى مستى نماز صبح را چهار ركعت خواند و پس از تمام شدن نماز ، خطاب به جماعت گفت : « اگر مىخواهيد بيشتر بخوانم » وى ضمن سجده‌اى كه بسيار هم طولانى بود گفت : « بنوش و به من بنوشان ! » درآن هنگام يكى ازكسانيكه ، پشت سراو ايستاده بود گفت : « خدا خيرت ندهد ، به نماز چه مىافزايى ، به خدا سوگند فقط از آن كسى كه ترا حاكم و امير ما كرده است در تعجّبم . » وهنگاميكه وليد پس از نماز خواست براى مردم سخنرانى كند ، مردم از ريگهاى مسجد به طرف او پرتاب كردند ، سپس او تلوتلو خوران به قصر خود باز گشت . بدنبال او جندب بن زهير همراه گروهى از مردم از مسجد به قصر او هجوم بردند وديدند كه مست برتخت تكيه زده و از خود بى خوداست . خواستند ازخواب بيدارش كنند ، بيدار نشد و شرابى را كه نوشيده بود روى تخت قى كرده بود آنها هم انگشترش را از دستش درآورده و بلافاصله راهى مدينه شدند نزد عثمان رفتند و شهادت دادند كه وليد شراب نوشيده است ، خليفه گفت : « شما از كجا مىدانيد كه او شراب نوشيده است . » آنان گفتند : « اين همان شرابى است كه مردم درجاهليت مىنوشيدند . » و انگشتر وليد را بيرون آوردند و به او نشان دادند . چون خليفه سوم و وليد برادر ناتنى ( مادرى ) بودند .
سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 91 | پژوهشكده تحقيقات اسلامى