تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
دهيم ؟ مواردى از اين قبيل از جمله عوامل شناختى است . اين عوامل را بايد به دقت مورد مطالعه قرار داد و از طريق تجربه يا استدلال فرا گرفت . لازم است با مراجعه به منابع ، متناسب با كارى كه مىخواهيم انجام دهيم شناختهاى لازم را به دست آوريم . اما فقط شناخت كافى نيست تا ما را به حركت درآورد . عامل روانى ديگرى نياز داريم تا ما را به سوى كار برانگيزاند و به طرف انجام كار سوق دهد . اين گونه عوامل را انگيزه‌هاى روانى مىنامند . اسم‌هاى ديگرى هم دارد ؛ سائقه ، احساسات و عواطف نيز ناميده مىشود . اين عوامل در مجموع ، ميل به حركت را در انسان به وجود مىآورد ، عشق به انجام كار را ايجاد مىكند ، و شور و هيجان به وجود مىآورد . تا اين عوامل نباشد كار انجام نمىگيرد . حتى اگر انسان به يقين بداند كه فلان ماده غذايى براى بدن او مفيد است ، اما تا اشتها نداشته باشد و يا تا اشتهاى او تحريك نشود ، به سراغ خوردن آن غذا نمىرود . اگر فرضاً اشتهاى كسى كور شود ، و يا به بيمارى مبتلا شود كه اشتها پيدا نكند ، هر چه به او بگويند كه اين ماده غذايى براى بدن او خيلى مفيد است ، تمايلى به خوردن آن پيدا نمىكند ؛ پس غير از آن دانستن بايد اين ميل و انگيزه نيز در درون انسان باشد . مسائل اجتماعى و سياسى هم همين حكم را دارد . هر چه شخص بداند فلان حركت اجتماعى خوب و مفيد است ، تا انگيزه‌اى براى انجام آن حركت نداشته باشد حركتى انجام نمىدهد . مىگويد قبول دارم كه انجام آن خوب است ، اما من بايد انگيزه‌اى داشته باشم ، عاملى بايد مرا به حركت درآورد تا آن كار را انجام دهم . حال ، بعد از اين كه پذيرفتيم براى حركت‌هاى آگاهانه و رفتارهاى انسانى دو دسته عوامل شناختى و انگيزشى يا عواطف و احساسات لازم است و بعد از اين كه دانستيم حركت سيدالشهداء ( ع ) چه نقش مهمى در سعادت انسان‌ها داشته است ، متوجه خواهيم شد اين شناخت خود به خود براى ما حركت آفرين نمىشود . هنگامى دانستن و به ياد آوردن آن خاطره‌ها ما را به كارى مشابه كار امام ( ع ) و به پيمودن راه او وامىدارد كه در ما نيز انگيزه‌اى به وجود آيد و بر اساس آن ، ما هم دوست داشته باشيم آن كار را انجام دهيم . خود شناخت ، اين ميل را ايجاد نمىكند ؛ بلكه بايد عواطف ما تحريك شود و احساسات ما برانگيخته شود تا اين كه ما هم بخواهيم كارى مشابه كار او انجام دهيم . پس تحقق چنين امرى نيازمند دو دسته از عوامل است . جلسات بحث و گفتگو و سخنرانىها مىتواند آن بخش اول را تأمين كند ، يعنى