اين كار بر اساس يكى از مقدسترين خواستههاى فطرى است كه خدا در نهاد همه انسانها قرار داده است ، و از آن به « حس حقشناسى » تعبير مىكنيم . لذا اين خواسته فطرى همه انسانها است كه در برابر كسانى كه به آنها خدمت كردهاند حقشناسى و شكرگزارى كنند ، آنان را به خاطر داشته باشند و به ايشان احترام بگذارند . علاوه بر اين ، ياد آن خاطرهها ، در صورتى كه در سعادت جامعه تأثيرى داشته ، مىتواند عامل مؤثر ديگرى را در زمان بيان خاطرهها بيافريند . در اين صورت ، گويا خود آن حادثه تجديد مىشود .
از آن جا كه معتقديم حادثه عاشورا حادثه عظيمى در تاريخ اسلام بوده است ، و نقش تعيين كنندهاى در سعادت مسلمانها و روشن شدن راه هدايت مردم داشته است ، اين حادثه در نظر ما بسيار ارزشمند است . لذا بزرگداشت و بازسازى اين حادثه و به خاطر آوردن آن ، موجب مىگردد تا بتوانيم از بركات آن در جامعه امروز نيز استفاده كنيم . اين جواب را به طور كلى مىتوان در مقابل سؤال نوجوانها ارائه داد و آنان را قانع كرد كه زنده نگه داشتن ياد بعضى از خاطرهها و بازسازى برخى از حوادث كه در گذشته اتفاق افتاده است ، كار عاقلانهاى است ، و ممكن است منافع و مصالحى را براى جامعه تأمين كند . همانطور كه اصل آن حادثه تأثير مفيدى در جامعه آن روز داشته ، تجديد خاطره و بازسازى آن نيز مىتواند آثارى متناسب با خود داشته باشد . اين سؤال اول كه چرا بايد ياد عاشورا را زنده نگه بداريم ؟
چرا براى بزرگداشت عاشورا از بحث و گفتگو استفاده نمىشود ؟
سؤال دومى كه از تحليل آن سؤال كلى مطرح مىشود اين است كه زنده نگه داشتن ياد عاشورا فقط منحصر به اين نيست كه انسان سينه زنى و گريه كند ، شهر را سياهپوش كند ، مردم تا نيمههاى شب به عزادارى بپردازند و حتى گاهى روزها كار و زندگى خود را تعطيل كنند ؛ اين امور ضررهاى اقتصادى به دنبال دارد . در حالى كه ممكن است اين خاطرهها به گونهاى تجديد شود كه ضررهاى اقتصادى و اجتماعى كمترى داشته باشد . اين سؤال را بر اساس اين فرض به اين صورت مطرح مىكنم كه روحيه بسيارى از مردم با مسائل اقتصادى و مادى بيشتر سازگار است و مردم به اين مسائل بيشتر توجه دارند . در اين صورت آنان حوادث را