تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤

موسى نيز همين است . خدايى كه موسى مىگفت من در كوه طور با او مناجات كنم ، آن خدايى كه موسى را به رسالت مبعوث كرده است ، آن خدا همان است كه من او را ساخته‌ام . بسيارى از بنى اسرائيل در برابر گوساله به سجده افتادند و مشغول پرستش آن شدند . خداى متعال در طور به حضرت موسى وحى كرد كه در ميان قومت چنين جريانى اتفاق افتاده است و در طى اين غيبت ده روزه تو ، مردم گوساله پرست شده‌اند . حضرت موسى هم شنيد اما عكس‌العملى نشان نداد . ده روز تمام شد و بعد از چهل روز الواح آسمانى را كه بر او نازل شده بود براى مردم آورد تا ايشان را به اطاعت از احكام الهى و عمل به شريعت نازل شده دعوت كند . وقتى حضرت برگشت ديد مردم گوساله مىپرستند . به محض اين كه ديد در حال پرستش گوساله هستند ، عصبانى شد ، به گونه‌اى كه الواح را به كنارى پرتاب كرد : « وَ الْقَى الالْواحَ وَ أَخَذَ بِرَأسِ اخيهِ يَجُرُّهُ الَيْهِ » « 1 » به سراغ برادرش حضرت هارون رفت ، و سر او را گرفت و با عصبانيت به سوى خود كشيد و از او بازخواست كرد كه چرا اجازه دادى مردم گمراه گردند ؟ « أَفَعَصَيْتَ أَمْرى » ؛ « 2 » به كل داستان كارى ندارم . منظورم تذكر فرق بين دانستن و مشاهده كردن است . خدا به حضرت موسى از ماجراى گوساله‌پرستى قوم او خبر داده بود . حضرت موسى نيز در مورد آن هيچ شكى نداشت . زيرا خبرى بود كه خدا به او داده بود . وقتى خبر را شنيد آثار غضب در او ظاهر نشد . اما زمانى كه بازگشت و ديد كه مردم گوساله مىپرستند ، آشفته شد و نتوانست تحمل كند . به سراغ برادر خود رفت و به او اعتراض كرد . مقصود بيان فرق بين دانستن و ديدن است . خداى متعال انسان را به گونه‌اى آفريده است كه هنگامى كه چيزى را مىبيند يا مناظرى را مشاهده مىكند ، اثرى مىپذيرد كه هيچ گاه گفته‌ها ، شنيده‌ها و دانسته‌ها آن اثر را ندارد . هر گاه صحنه‌هايى را بسازيم و بازسازى كنيم ، خواه در قالب سنتى و يا با استفاده از روش‌هاى جديد و به صورت نمايش و فيلم ، به گونه‌اى كه جريان عاشورا را براى مردم مجسم كند ،

هامش
( 1 ) . اعراف ، 150 .
( 2 ) . طه ، 93 .
عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 434 | پژوهشكده تحقيقات اسلامى