را هم سرخ فام كرد ، كه در برآمدن و فرو شدنش پرچم سرخ حسينى را بر بام فلك مىنشاند ، و خاطره عزيز شهادتش را زنده نگه مىدارد « 1 » .
هامش
( 1 ) . شاعر و متفكر معروف عرب - ابوالعلاء معرى - اين معنى را بر پرده شعر ، زيبا تصوير كرده مىگويد :و على الدهر من دماء الشهيد ي * نِ على و نَجلِه شاهِدان
فهُما فى اواخر الليل فجرا * ن و فى اولياتِه شفقان
ثبتاً فى قميصه ليجىء * الحشر مستعدياً إلى الرحمن( شرح التنوير على سقط الزند ، للحكيم ابى العلاء المعرى ) ، الجزء الاول ، مصر ، 125 - 126 ) .
بر پيكر زمانه از خون دو شهيد - على و فرزندش ( حسين ) - دو گواه است :
فجر - سرخى پگاه - كه دراواخر شب بر افق شرقى مىدمد ، و شفق كه در ابتداى شب مغرب را سرخ فام دارد .
اين دو نقش خونرنگ بر پيراهن زمانه ثابت است ، تا در روز رستاخيز به حضرت رحمن رسد ، و زبان به يارى و دادخواهى گشايد .