تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
مثلًا صحيح است خداوند به بندهء خود بفرمايد فلان كارى كه فعل و ترك آن براى تو ممكن است و در اختيار تو است بكن ؛ ولى محال است ، بفرمايد فلان كارى را كه به موجب مشيّت تكوينى و قضاى حتمى من ، البته تحقق خواهد يافت و برو برگرد ندارد ، بكن يا مكن ؛ زيرا چنين امر و نهيى لغو و بى اثر مىباشد . و همچنين انسان مىتواند امرى را كه امكان شدن و نشدن دارد ، اراده كرده ، براى خود مقصد و هدف قرار داده ، براى تحقق دادن آن به تلاش و كوشش بپردازد ، ولى هرگز نمىتواند امرى را كه به طور يقين ( بى تغيّر و تخلّف ) و به طور قضاى حتمى ، شدنى است اراده كند و آن را مقصد خود قرار داده تعقيب كند ؛ زيرا اراده و عدم اراده و قصد انسان كم‌ترين تأثيرى در امرى كه به هر حال شدنى است و از آن جهت كه شدنى است ندارد ( دقت شود ) . و از اين بيان روشن مىشود ، كه : 1 - اين علم موهبتى امام ( ع ) اثرى در اعمال او و ارتباطى با تكاليف خاصّهء او ندارد . و اصولًا هر امر مفروض از آن جهت كه متعلق قضاى حتمى و حتمى الوقوع است ، متعلق امر يا نهى يا اراده و قصد انسانى نمىشود . آرى ، متعلّق قضاى حتمى و مشيّت قاطعه حق متعال مورد رضا به قضا است . چنان كه سيّد الشهداء ( ع ) در آخرين ساعت زندگى در ميان خاك و خون مىگفت : رِضاً بِقَضاءِكَ و تَسْليماً لِأَمْرِكَ لا مَعْبُودَ سِواكَ . و همچنين در خطبه‌اى كه هنگام بيرون آمدن از مكّه خواند فرمود : رِضَا اللَّهِ رِضانا أَهْلَ الْبَيْتِ . 2 - حتمى بودن فعل انسان از نظر تعلّق قضاى الهى ، منافات با اختيارى بودن آن از نظر فعّاليّت اختيارى انسان دارند ؛ زيرا قضاى آسمانى به فعل با همه چگونگىهاى آن تعلق گرفته است ، نه به مطلق فعل . مثلًا خداوند خواسته است ، كه انسان فلان فعل اختيارى را ، به اختيار خود انجام دهد و در اين صورت تحقّق خارجى اين فعل اختيارى از آن جهت كه متعلّق خواست خدا است ، حتمى و غير قابل اجتناب است و در عين حال اختيارى و نسبت به انسان ، صفت امكان دارد ( دقت شود ) .