تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨

البتّه در قرآن كريم آياتى داريم ، كه علم غيب را مخصوص ذات خداى متعال و منحصر در ساحت مقدّس او قرار مىدهد ؛ ولى استثنايى كه در آيهء كريمهء « عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن‌رَّسُولٍ » « 1 » وجود دارد نشان مىدهد كه اختصاص علم غيب به خداى متعال به اين معنا است كه غيب را مستقلًا و از پيش خود ( بالذّات ) كسى جز خداى نداند . ولى ممكن است پيغمبران پسنديده ، به تعليم خدايى بدانند و ممكن است ، پسنديدگان ديگر نيز به تعليم پيغمبران آن را بدانند چنان كه در بسيارى از اين روايات وارد است ، كه پيغمبر و نيز هر امامى در آخرين لحظات زندگى خود علم امامت را به امام پس از خود مىسپارد . راه اثبات عقل و از راه عقل براهينى است كه به موجب آن‌ها امام ( ع ) به حسب مقام نورانيّت خود كامل‌ترين انسان عهد خود و مظهر تامّ اسما و صفات خدايى بالفعل به همه چيز علم و به هر واقعهء شخصى آشنا است و به‌حسب وجود عنصرى خود به هر سوى توجّه كند ، براى وى حقايق روشن مىشود . ( ما تقرير اين براهين را نظر به اين كه به يك سلسله مسائل عقلى پيچيده متوقّف و سطح آن‌ها از سطح اين مقاله بالاتر است به محلّ مخصوص آن‌ها احاله مىدهيم ) . اين علم تأثيرى در عمل و ارتباطى با تكليف ندارد . نكته‌اى كه بايد به سوى آن عطف توجّه كرد اين است كه اين گونه علمِ موهبتى به موجب ادله عقلى و نقلى كه آن را اثبات مىكند ، قابل هيچ گونه تخلّف نيست و تغيير نمىپذيرد و سر مويى به خطا نمىرود و به اصطلاح علم است به آنچه در لوح محفوظ ثبت شده است . و آگاهى است از آنچه قضاى حتمى خداوندى به آن تعلق گرفته . و لازمهء اين مطلب اين است كه هيچ گونه تكليفى به متعلّق اين گونه علم ( از آن جهت كه متعلق اين گونه علم است و حتمّى الوقوع مىباشد ) تعلّق نمىگيرد و همچنين قصد و طلبى از انسان با او ارتباط پيدا نمىكند زيرا تكليف همواره از راه امكان به فعل تعلّق مىگيرد و از راه اين كه فعل و ترك هر دو در اختيار مكلّف‌اند ، فعل يا ترك خواسته مىشود و امّا از جهت ضرورى الوقوع و متعلق قضاى حتمى بودن آن ، محال است مورد تكليف قرار گيرد .

هامش
( 1 ) . جن ( 72 ) ، آيهء 26 و 27 .
عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 418 | پژوهشكده تحقيقات اسلامى